شما در مقابل یک بشکه عظیم سیب ایستاده اید. شما نمی توانید سیب ها را ببینید ، اما می توانید وارد شوید و آنها را انتخاب کنید. بیشتر آنها خوشمزه هستند، اما تعداد بسیار کمی از آنها فاسد شده اند، حدودا یک در ۱۲۰۰۰. دوست شما به شما اطمینان می دهد. شما با چشم بسته و به طور معجزه آسایی یک سیب فاسد برمیدارید. شما دوباره وارد بشکه دست میبرید و یک خوشه کامل سیب (حدود ۵۰ تا) انتخاب میکنید. اکثرا خوب هستند اما وقتی از نزدیک نگاه میکنید میبینید یکی، دو تا، سه تا، چهار تا سیب فاسد دیگر بینشان هست. یک سیب پوسیده تصادفی عجیب است.  پنج تا یعنی بشکه شما سیبهای فاسد زیادی دارد و دوست شما به شما دروغ گفته است.

تا دیروز، طبق سایت آماری جانز هاپکینز برای کرونا، ایران 6566 مورد کووید-19 گزارش کرده است، یا به عبارتی یک نفراز هر 12000 نفر طبق جمعیت ایران مبتلا شده است. اولین بیمار در تاریخ 30 بهمن ثبت شد. در حال حاضر ایران بعد از چین (80695)، کره جنوبی (7314) و جلوتر از ایتالیا (5883) در رتبه سوم قرار دارد. اما آمار رسمی ایران قطعا کمتر از عدد واقعی اعلام شده است، شاید به این دلیل که دولت ایران میخواهد شرایط بغرنج را پنهان کند، شرایطی که خودش تا حدودی مسئول آن است. وقتی که تاریخ اپیدمی کرونا ویروس 2020 نوشته می شود، احتمالا به این شکل خواهد بود: بیماری از چین آغاز شد، اما در ایران برگشت ناپذیر و غیرقابل کنترل شد. دانستن اینکه شمار ایرانیان بسیار بیشتری از آنچه اعلام می شود به این بیماری مبتلا شده اند، این پیام را به بقیه دنیا میدهد که این اپیدمی بیشتر از آنچه که آمارهای رسمی نشان می دهند پیشرهت کرده است.

اولین نشانه های دروغگویی 9 اسفند معلوم شد. وقتیکه معصومه ابتکار، یکی از معاونین رییس جمهور اعلام کرد کرونا گرفته است. ابتکار یکی از معروفترین سیاستمداران ایران است، حتی در غرب به دلیل نقشش در گروه سادیستیکی که در سال 57 دیپلماتهای آمریکایی را به گروگان گرفتند شناخته شده است. البته یک جامعه ستیز بدنام بودن او را از گزند کووید-19 در امان نمیدارد اما اینجاست که سیبهای فاسد معنا پیدا میکنند.

اگر کووید-19 اینقدر نادر است – روزی که او اعلام کرد بیمار شده است، کمتر از 400 نفر مبتلا در ایران اعلام شده بود – چقدر احتمال دارد که یکی از مبتلایان یک سیاستمدار معروف باشد؟ خیلی زود بعد از آن، متوجه شدیم که 3 نفر دیگر از افراد بلند پایه نظام نه تنها میتلا شده اند بلکه توسط این ویروس کشته شده اند: محمد میرمحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، حسین شیخ الاسلام و هادی خسروشاهی، هر دو از دیپلماتهای بلندپایه سابق. محمد صدر، عضو دیگر مجمع، ابتلایش را هفته گذشته اعلام کرد، همینطور رضا رحمانی، همکار ابتکار در کابینه. به تازگی رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد 23 نفر از نمایندگان جواب تستشان مثبت بوده است. دو نفر از آنها، محمدعلی رمضانی (10 اسفند) و فاطمه رهبر (17 اسفند) از دنیا رفتند.

از نظر آماری، این تعداد زیادی سیب فاسد است. چرا ایران دروغ می گوید؟ ایران تازه ترین انتخابات دروغین خود را 2 اسفند برگزار کرد. انتخاباتی که در آن فقط کاندیدهای مورد تایید رژیم میتوانند حضور داشته باشند. برای نشان دادن تایید نکردن این انتخابات، بسیاری از مردم رای ندادند، و همانطور که مشارکت پایین آمد، مشروعیت نظام هم دچار خدشه شد. دولت ایران به مردمش گفت که آمریکا کووید-19 را بزرگنمایی کرده تا مشارکت مردم در انتخابات را کم کند، و دولت تهدید کرد که با شایعه سازان به شدت برخورد خواهد کرد. 43% مردم رای دادند، بدون اینکه بدانند شیوع بیماری از قبل شروع شده بود. یک عکس العمل سریع می توانیست قرنطینه باشد. به جای آن ایران مسیر خود را برای فاجعه بارترین شیوع بیماری در تاریخ معاصر آماده کرد.

به یاد داشته باشید که آمار رسمی مبتلایان 6566 اعلام شده است. با این حال نشانه های مختلفی خبر از ابتلای تعداد بسیار بیشتری در ایران می دهد:

  • اشلی تویت و همکارانش از دانشگاه تورونتو در مقاله ای به این نکته اشاره می کند که تا 4 اسفند، مواردی از بیماری با منشا ایران در کانادا، لبنان و امارات متحده عربی پیدا شده اند. با توجه به حجم مسافرتهای هوایی بین ایران و این کشورها، تیم تویت تخمین زدند که چه تعداد باید در ایران مبتلا شده باشند تا یک نفر در این کشورها مبتلا شده باشند. تخمین آنها: 18300. از آنجایی که اپیدمی به 100 مورد رسیده، آمار رسمی هر سه روز دو برابر شده، بنابراین این تخمین 586000 مبتلا تا امروز خواهد بود.
  • تا 19 اسفند، 23 نفر از 290 نماینده مجلس – تقریبا 7.9%- مبتلا شده اند. (بر خلاف مردم عادی، این نماینده ها به تشخیص به موقع دسترسی داشته اند. صدا و سیما تاکید کرد، این نماینده ها نه در مجلس و از یکدیگر که در شهرهای خود مبتلا شده اند.) اگر همین نرخ نمایندگان را به جمعیت ایران تعمیم دهیم، موارد ابتلا به 6.4 میلیون نفر میرسد.
  • بیایید به بقیه سیاستمداران نگاهی بیاندازیم. دو عضو از 39 عضو مجمع تشخیص مصلح نظام از این بیماری جان داده اند، دو نفر از 30 عضو کابینه مبتلا شده اند. حتی اگر هیچ عضو دیگری از مجمع و کابینه منتلا نشده باشند، 5.8% میزان ابتلا است. این یعنی 4.7 میلیون در سراسر ایران.
  • یک وبسایت دولتی از مردم دعوت کرد تا علایم بیماری خود را گزارش دهند. بعد از جواب 2 میلیون نفر، تقریبا 9% علایم کووید-19 را داشتند. در آمریکا، از بین کسانی که علایم و گذشته اشان باعث شد تا از آنها تست گرفته شود، 10% تست مثبت داشتند. با این میزان، ایران 730000 مبتلا خواهد داشت.
  • 14 و 15 اسفند، دو پرواز اجازه ترک تهران به مقصد استان گانسو چین پیدا کردند. مقامات چین اطلاع داشتند که ممکن است افرادی ناقل کووید-19 باشند، در نتیجه 311 مسافر را تست کرده و 11 تست مثبت گزارش شد. اگر چینی هایی که در ایران بوده اند به اندازه ایرانی ها مبتلا شده باشند، این به معنی 3.5% است، مجموعا 5.7 میلیون نفر در زمان پرواز. تویت هشدار می دهد که این عدد احتمالا کمتر از عدد واقعی است، چرا که فقط مربوط به افراد آن پرواز و در همان زمان است نه تعداد کلی که بیشتر و حدود 8 میلیون خواهد بود. تویت به من گفت: “این هشدار دهنده است و واقعا نمی توانم عواقب آن را تصور و هضم کنم. اما فکر می کنم محتمل است.”
  • 7 نفر از21  بیمار کووید-19 در استان بریتیش کلمبیا کانادا، سابقه مسافرت اخیر به ایران داشته اند. پیدا کردن یک مخرج برای این عدد سخت است اما می توانیم سعی کنیم. این استان حدودا 50000 ایرانی کانادایی دارد، و بر فرض اینکه آنها به طور متوسط هر چهار سال یکبار به ایران سفر کنند و برای یک ماه بمانند، یعنی در هر ماه تقدیبا 1000 نفر از ایران برمی گردند. نتیجه اش 590000 مبتلا در ایران است.
  • 18 اسفند مسؤلین بهداشتی استان گلستان اعلام کردند ظرفیت بیمارستانها تکمیل است. گلستان تقریبا 2.2% جمعیت ایران را شامل میشود، اگر به همان تعداد هم تخت بیمارستان داشته باشد، یعنی 2600 تخت. فرض می کنیم 2000 تخت برای بیماران کووید-19 باشد. حدودا 15% از بیماران کرونایی به بستری شدن نیاز دارند. این یعنی 13000 نفر – حدود 0.8% از جمعیت استان- کووید-19 دارند. اگر همین میزان را به کل کشور تعمیم دهیم، 610000 نفر مبتلا به دست می آید، که اگر بهبود یافته ها را به آن اضافه کنیم به 1000000 جمع کلی می رسیم. در آخر، چونکه بستری شدن در بیمارستان نشانه ای است که دیر ثبت می شود، این عدد را دو برابر می کنیم تا جبران رشد هفته گذشته باشد: 2000000

میانگین این تخمینها حدودا 2000000 است، که تقریبا 250 برابر اعداد رسمی و 15 برابر تمام مبتلایان گزارش شده در سراسر جهان است. تویت گفت، طبق مدلهای آماری، شیوع نقطه ای کووید-19 در زمان پیک شیوع در کانادا ممکن است به 5 تا 10 درصد جمعیت برسد. این اعداد که من به متخصصین نشان داده ام، این تصور را می دهد که ایران در پیک یا نزدیک آن است.

آیا ایران واقعا 2 میلیون شهروند مبتلا دارد؟ شاید سیاستمداران زمان بیشتری در مکانهای همگانی بسر میبرند، و در نتیجه در مقابل عفونت آسیب پذیر هستند. در این صورت، بعضی از اعداد اشاره شده در بالا بیش از واقعیت است. ولی باز ممکن است که آنها از اپیدمی زودتر از بقیه خبر داشته و احتیاطات لازم را انجام داده اند. در این صورت، اعداد بالا کمتر از واقعیت خواهد بود. ادوارد کاپلان که در دانشگاه یل اپیدمی تحصیل می کند، به اعداد من نگاه کرد و نکته ای را متذکر شد، که بیشتر سیاستمداران ایران مسن هستند – میانگین سن اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام 70 است- که باعث می شود بیشترعلایم کووید-19 را نشان دهند، که میتواند منتهی به سهم بیشتری از مبتلایان در میان سیاستمداران شود. همچنین احتمال این میرود که این اعداد نمونه های بیش از حدی از تهران و قم را در نظر گرفته باشند، شهرهایی که واقعا توسط اپیدمی کووید-19 تحت فشار هستند. بیماری در تمام استانهای ایران سرایت کرده است اما بعضی در ابتدای سیکل بیماری هستند نسبت به بقیه.

خیلی عوامل ناشناخته دیگر نیز ارزیابی این تخمینها را مشکل می کند- که باعث میشود تا متخصصان از زاویه های مختلف به این مشکل بپردازند، با این فرض که اشتباه در یک تخمین به اشتباه در دیگری منجر نمیشود و در میانگین رند می شود. حتی اگر تخمین ها غلط باشند، بازهم شیوع غیرقابل کنترلی را نشان می دهد، خارج از ظرفیت ایران یا شاید هر کشور دیگری برای کنترل آن.

پیام هایی که از ایران در فضای مجازی پخش شده است، به خصوص از طرف کسانی که در سیستم بهداشتی کار می کنند، مرا متقاعد نمی کنند که این اعداد روز رستاخیزی دقیق نیستند. دیوید فیزمن، یکی از همکاران تویت در دانشگاه تورونتو، به این نکته اشاره می کند که شهروندان ترسیده تهران و قم به شهرهای کوچکتر فرار کرده و کووید-19 را به تمام کشور بردند. ویدئوهای دست به دست شده در فضای مجازی نشان می دهد که بعضی استانها مثلا مازندران، جاده های ورودی به شهرشان را بسته اند تا افراد مبتلای بیشتری وارد استانشان نشود.

دکترها شرایط را ناامید کننده تشریح می کنند، پرستاران خودشان را با سفره های یکبار مصرف محافظت می کنند چون لباسهای محافظ مناسب تمام شده است. آنها قسم می خورند که اعداد رسمی دروغ است. یکی نوشته است: “فقط یک شب در بیمارستان بمانید تا ببینید چه می گویم.” یا اگر می خواهید زنده بمانید، به خانه بروید، و تا این بیماری تمام نشده بیرون نیایید.”این روزها جامعه ما بیشتر به ترس نیاز دارد تا امید.”

این مقاله ترجمه ای از این مقاله نوشته گرام وود است.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here