35.7 C
Tehran
یکشنبه, آگوست 14, 2022

از سپیده رشنو، از اتوبوس شنبه صبح، از گیسوان کوتاهش در جمله‌های بریده

از اتوبوس شنبه صبح بگو صبح روز شنبه، ۲۵ تیرماه...

قطر: چت‌روم جدید اروپا

مذاکرات احیای توافق هسته‌ای، گفتگوهای وین، "مذاکرات رفع تحریم‌ها"...−...

گفتگو با شهریار شمس

«فراموش نمی‌کنیم» برای آنها شعار نیست- گفتگو با شهریار...

از فرشته و باد، از مادرانِ آه – ۱۸ تیر

وقتی بتول حسینی پنج ماه پیش از کرمان به تهران آمد، هوا سرد بود. جسد پسرش بهنام را سربازان گمنام به بیمارستان لقمان داده بودند. به لقمان گفته بودند، بگوید: ملاقات ممنوع! مادران فرزندانی دیگر نیز همان شب به لقمان آمدند. کنار مادر بهنام روی نیمکت نشستند. یکی از آنها مادر سعید زینالی بود.

از ۲۲ سال پیش آمده بود؛ از ۱۸ تیر ۱۳۷۸. اکرم می‌گفت: «مادر بهنام، باورتان نمی‌شود، استخوان‌هایش صدا می‌دهد از درد. این درد مال همه‌ی مادران است؛ تک‌تک مادران از ۵۷ تا امروز.» مادر سعید از روزهایی که آمده بود می‌گفت: «آن موقع من تنها بودم. چند نفر بودیم. مادر فرشته علیزاده بود، که خدا روحش را شاد کند، فوت کرد. او با من بود.»

اکرم نقابی از معدود کسانیست که مادر فرشته را دیده، دردش را کشیده و از او به جای مانده است. فرشته، دختری که با آخرین نگاهش از پشت حصار آهنین ماشین سرکوب حزب‌الله، که او را آن روز با خود برد و آنقدر با کابل زد که حداد، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، دستور داد، پس از ناپدید شدن زخم‌های شکنجه، او را به اوین ببرند؛ فرشته، دختری که آن روز در شکنجه‌گاه حزب‌الله جان داد و به ستاد «معراج» عروج داده شد تا تن‌اش را به خاک خاوران ببرند و روحش… مادر فرشته شش ماه بعد از غم مرگ دخترش دق کرد و مرد. 

واژه‌ی روح در صدا و ریشه‌ی خود، «ریح» را دارد؛ از عبری می‌آید و معنای آن باد است، از اینرو: «در جانی دمیده می‌شود»، «پرواز می‌کند»، «حیات می‌بخشد». یا مثل فرشته هر سال ۱۸ تیر که می‌شود، وزیدن می‌گیرد. آتش می‌زند. «تش‌باد» می‌شود. یا با مادر بهنام، مثل «لوار» از بیابان‌های کرمان برمی‌خیزد و در برابر لقمان روی نیمکتی می‌نشیند – در انتظار مادران داغدار، مادران آه، تا بیایند از ۱۸ تیر، از خاوران و فرشته علیزاده و سعید زینالی، با شیرپیشه و احمدی از آبان ۹۸ و با شهناز از کریم‌بیگی و از ۸۸ 

سحر
سحر
اگر امروز نتوانم موی خود را محکم بگیرم و خویش را از این باتلاق بیرون بکشم، بی تردید هم خودم و هم اسبی که سوار بر آن در راهم، هر دو غرق خواهیم شد.

بیشتر از همین نویسنده

ظروف چینی نظام

چینی‌های ظریف نظام را تلاش کردیم در این مطلب به فارسی شیرین برگردانیم تا عموم مردم از لذت خواندنشان محروم نمانند
00:07:07

خیزش تشنگان: از بازجو خبرنگاران سپاه تا “حرام” شدن مطالبه‌گری

خوزستان امروز هورالعظیمش خشک، آب کرخه‌اش لجن، کارونش از گتوند شور، خوزستان امروز مصطفی و قاسم و علی‌اش را سپاه و بسیج در خیابان‌ها به ضرب گلوله به خاک و خون می‌کشند...
00:01:05

آتش در اختیار جنون ـ سالروز فرمان قتل‌عام

از آن روز به بعد روزهای نظام همگی روزهای سقوط و زوال شدند و ما شهروندان همگی براندازان نظام. از این راه برای هیچ یک از ما دیگر بازگشتی نیست

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

مطالب مرتبط

آخرین مطالب

هانا آرنت‌خوانی− ظهور «شر کوچکتر» در پارلمان بلژیک

شبانه در بلژیک طرحی در پارلمان این کشور به تصویب رسید که تبادل زندانیان را بین بلژیک و جمهوری اسلامی در قالب یک معاهده...

از سپیده رشنو، از اتوبوس شنبه صبح، از گیسوان کوتاهش در جمله‌های بریده

از اتوبوس شنبه صبح بگو صبح روز شنبه، ۲۵ تیرماه ۱۴۰۱، ویدیویی کوتاه در شبکه‌های اجتماعی بین کاربران ایرانی به سرعت دست به دست می‌شد....

قطر: چت‌روم جدید اروپا

مذاکرات احیای توافق هسته‌ای، گفتگوهای وین، "مذاکرات رفع تحریم‌ها"...− یک پدیده و چندین نام. بسته به آن که کدام فرد و یا رسانه از...