بازیگران اصلی ضد داعش در عراق از سال ۲۰۱۴، گروه های شبه نظامی حشد الشعبی و شیعه به عنوان نیروهای تعیین کننده سیاست فراتر از حوزه نظامی در زمان کنونی تبدیل شده اند. در انتخابات ماه مه ۲۰۱۸عراق، ائتلاف فتح، لیست سیاسی با حمایت گروههای شناخته شده نزدیک تر به ایران در درون حشد الشعبی، پس از ائتلاف سایرون به رهبری مقتدا صدر(رهبر سرای السلام)، از مؤثرترین گروه های شبه نظامی در حشد الشعبی، دوم شد. بدینگونه، ساختارهای شبه نظامی به عناصر اساسی روند تشکیل دولت تبدیل شدند.
از طرف دیگر، این ساختارها – که تنها در برابر دشمن و هدف مشترک (داعش) با یکدیگر عمل می کنند – به طور فزاینده ای پراکنده شده و حتی هر از گاهی با مواضع سیاسی خود در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. در حالی که شکاف در درون حشد الشعبی با تحولات سیاست داخلی عراق و تنش بین ایالات متحده و ایران اتفاق افتاد، ترور قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران ایران، و ابو مهدی المهندیس معاون رئیس هیئت حشد الشعبی در ژانویه در بغداد توسط ایالت متحده، این شکاف را در حشد الشعبی عمیق تر کرد

گروه هایی که حشد الشعبی را تشکیل می دهند
حشد الشعبی به واسطه فتوای آیت الله علی سیستانی، مرجع شیعیان در عراق، پس از آنکه تروریست های داعش تسلط ارضی را عمدتاً در انبار و موصل به دست آورد و نیروهای امنیتی عراق برای مبارزه با آن کافی نبودند، شکل گرفت. طی دو هفته پس از فتوای سیستانی، حدود ۹۰۰۰۰ نفر به عنوان مبارز داوطلب به حشد الشعبی پیوستند. از طرف دیگر، گروه های شبه نظامی درگیر در جنگ داخلی در سوریه در سال ۲۰۱۳ که”محافظت از اماکن مذهبی” را به عهده داشتند نیز به عنوان ستون حشد الشعبی درآمدند. در این مرحله، شایان ذکر است که ایران از طریق گروه های شبه نظامی تأثیر زیادی بر حشد الشعبی گذاشته است. در واقع، بیشتر گروهها مانند النجبا، کتائب حزب الله و کتائب سید الشهدا گروه هایی بودند که توسط ایران هدایت می شدند.

همین سازمان در زمینه عراق ادامه یافت. اگرچه حشد الشعبی به دلیل فتوای سیستانی از هویت “عراقی” برخوردار بود، اما یک ساختار دوگانه در حشد الشعبی به دلیل نفوذ گروه های شبه نظامی نزدیک به ایران شکل گرفت. اگرچه حشد الشعبی به عنوان “سربازان داوطلب” در نبرد با داعش ظاهر شد، اما تقسیماتی نیز در این ساختار پدید آمد. علاوه بر شکاف بین گروه های شبه نظامی و مبارزان داوطلب، قبایل نیز نقش مهمی در حشد الشعبی ایفا کردند. حتی به گروههایی که از قبایل تشکیل شده بودند به عنوان “حشد العشائری” یاد می شد. با این حال، گروه هایی که در سطح منطقه ای و محلی تأثیرگذار بودند، گرچه در ساختار عمومی حشد الشعبی نبودند، بوجود آمدند. بیشتر این گروه ها به منظور حفظ و کنترل یک منطقه خاص توسط مردم منطقه یا اقلیت در آن منطقه تشکیل شدند.

علاوه بر این، گروه های ذی نفع به دنبال بهره مندی از قدرت و نفوذ رو به رشد حشد الشعبی نیز بخشی از آن شدند. بسیاری از این گروه ها مشغول فعالیت “جنایتکارانه” شدند و از طریق غیرقانونی دست به سهم خواهی زدند. با این حال، این تقسیمات در درون حشد الشعبی و این واقعیت که حشد الشعبی فعالیتی را فراتر از خود ارائه می داد، وضعیت غیرقابل کنترل در ساختار را عیان ساخت. علاوه بر ساز و کار دولت اصلی، تشکیل “دولت موازی” توسط گروه های شبه نظامی در داخل حشد الشعبی، به ویژه در مناطقی که آنها کنترل می کنند، حتی برای مقامات مذهبی شیعه ناراحتی به وجود آورد. علاوه بر این، اقدامات غیرقانونی گروه های شبه نظامی در داخل سازمان در برخی مناطق نیز مشروعیت عمومی حشد الشعبی را در نگاه مردم عراق به طرز منفی تحت تأثیر قرار داده است. در واقع، براساس قانونی که پارلمان عراق در سال ۲۰۱۶ تصویب کرد تا هم کنترل حشد الشعبی را به دست بگیرد و هم به آن وجهه قانونی دهد ، این گروه های شبه نظامی بخش خودمختاری از نیروهای امنیتی عراق را تشکیل می دهند. اما به نظر نمی رسد که این قانون مشکلات حشد الشعبی را حل کند. حتی با اینکه گروه های شبه نظامی مانند ساختارهای ارتش به یک واحد نظامی درون حشد الشعبی تبدیل شده اند ، تقریباً همه گروه های شبه نظامی همچنان به حفظ وجود درونی خود ادامه می دهند. بدین ترتیب، سازمان بدر که به عنوان مؤثرترین و بزرگترین گروه درون حشد الشعبی شناخته می شود، و همچنین عصائب اهل الحق، کتائب حزب الله و گروه هایی که به ایران نزدیک هستند مانند مقتدی صدر، سرايا السلام ، مرجع مذهبی شیعه، علی اکبر، فرکات العباس، و انصار المارقیه، مواضعی را خارج از ساختار حشد الشعبی می گیرند. در واقع، به نظر می رسد که این وضعیت آنها، نه تنها تفکیک، بلکه تقسیم و رفع مشکلات درون حشد الشعبی را عمیق تر کرده است. علاوه بر این مشکلات ساختاری ، تحولات در سیاست داخلی عراق، به ویژه تقابل آمریکا و ایران، باعث آشفتگی در حشد الشعبی شده است.

نزاع بین آمریکا و ایران، اعتراضات و رقابت بین نجف و قم

تنش ها بین ایالات متحده و ایران به ویژه از تابستان سال ۲۰۱۸ ادامه داشته است. این تنش ها زمانی شدت گرفت که آمریكا یک ناو هواپیمابر پس از حمله به شركت نفتی آرامكو عربستان سعودی به خلیج فارس فرستاد. اما اعتراضاتی که در اکتبر همان سال در عراق آغاز شد که به دنبال تحولات، تنش ها را به سمت درگیری بر سر عناصر نیابتی سوق داد.

 در تاریخ ۲۷ دسامبر سال ۲۰۱۹، یک شهروند آمریکایی در حمله به پایگاه آمریکایی K1 در کرکوک که به نظر می آمد توسط کتائب حزب الله انجام شده بود، کشته شد. ایالات متحده در واکنش به این حمله به پایگاه های حشد الشعبی در استان الانبار حمله کرد وحدود ۳۰ عضو شبه نظامی را کشت. اعضای گروه های شبه نظامی شیعه نزدیک به ایران به سفارت ایالات متحده در بغداد حمله کردند. این تنش با کشته شدن قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس ادامه یافت. در ۸ ژانویه، حملات موشکی بالستیک توسط ایران علیه پایگاه های نظامی آمریكا در الانبار و اربیل انجام شد. در مقابل، گروه های شبه نظامی مورد حمایت ایران همچون عصائب اهل الحق و کتائب حزب الله، یکی از مهمترین مؤلفه های حشد الشعبی، ایالات متحده را تهدید کردند و اظهاراتی مبنی بر اینکه نیروهای آنها در عراق هدف قرار خواهند گرفت، منتشر کردند. از این منظر، به نظر می رسد که ایران ترجیح می دهد تنش ها را با ایالات متحده توسط نیروهای نیابتی و نه مستقیم تشدید و به این شکل از برخورد مستقیم پرهیز کند.

در واقع، اشتباه نیست اگر گفته شود که ایالات متحده مقابله به مثل کرده است. ایالات متحده، در عراق، علیه برخی از گروه های شبه نظامی شیعه طرفدار ایران، النجبا، كتائب حزب الله، عصائب اهل الحق، وارد عمل شد  و رهبران آنها را تحریم كرد، در حالی كه این سازمان ها، در بیانیه های مشترک، حضور ایالات متحده در عراق را حمله توصیف کرده و اظهار کردند که می توانند نیروهای آن را هدف قرار دهند. از طرف دیگر، هدف قرار دادن این گروه های مربوط به حشد الشعبی در ایالات متحده باعث ایجاد تنش در حشد الشعبی نیز شده است. از یک سو نگرانی هایی ابراز شده است كه این واكنش شدید علیه ایالات متحده به نفع عراق نخواهد بود، در حالی كه از سوی دیگر گفته می شود که این اظهارات به مشروعیت حشد الشعبی کمک می کند. در واقع، تصور می شود مداخله شدید گروه های نزدیک به ایران علیه تظاهرکنندگان در جریان اعتراضات باعث شده است تا حمایت عمومی از حشد الشعبی به شدت آسیب دیده باشد.

در این زمان می توان گفت که ایران در تلاش است تا کنترل خود را بر حشد الشعبی تقویت کند و سیاست های عراق را از طریق روش های سرکوبگرانه پیش ببرد. در واقع، قابل توجه است که عبدالعزیز ابو فدک، فرمانده پیشین کتائب حزب الله، یکی از بزرگترین گروه های نزدیک به ایران، در تاریخ ۲۰ فوریه به عنوان جانشین مهندس معرفی شد. اما واقعیت این است که گروه های طرفدار سیستانی در درون حشد الشعبی، انتصاب ابو فدك را به این دلیل كه آنها هیچ اطلاعی در مورد انتخاب جانشین مهندس نداشتند، رد كردند، وجه دیگری از درگیری های درون سازمانی حشد الشعبی را نشان می دهد. در واقع، اخباری مبنی بر اینکه این گروه ها پس از انتخاب ابو فدک به عنوان مقام حشدی می خواستند با وزارت دفاع در ارتباط باشند، نشانه دیگری از واگرایی است. این نگرش شاید ناشی از مقاومت نجف در برابر قم که مدت هاست کنترل بر حشد الشعبی را در نظر گرفته است، ناشی شود. زیرا از نظر تشیع، مکتبهای نجف و قم دو قوه تعیین کننده هستند. نجف که به دلیل سیاستهای سرکوبگرانه صدام حسین، مجبور به تعطیل شدن شده بود، درست پس از سال ۲۰۰۳ قدرت سابق خود را دوباره به دست آورد. اما، ایران نمی خواهد قدرت غالب قم را که امکان اعمال نفوذش بر تشیع را ممکن ساخته است،از دست بدهد. به همین دلیل حشدی فشارهایی بر شعبی نیز وارد کرده است. با توجه به اینکه حشد الشعبی با فتوای سیستانی، بزرگترین مرجع مذهبی شیعه در عراق تأسیس شد، می توان گفت که ایران به دنبال دستیابی به دست بالاتر از نجف با حفظ کنترل بر حشد الشعبی است. بنابراین، ایران با انجام یک جنگ نیابتی با ایالات متحده بر سر حشد الشعبی، هزینه درگیری مستقیم را کاهش داده است، در حالی که بطور همزمان در تلاش است تا در رقابت قم – نجف امتیاز به دست آورد. از طرف دیگر، این واقعیت که گروه های نزدیک به ایران موقعیت ضد ایالات متحده را نشان می دهند و دائما بر دفاع از عراق اصرار می کنند، حامل این پیام است که می گوید “عراق مال ماست”. با این حال، با توجه به واکنش علیه ایران در اعتراضات، مشخص است که عراقی ها حضور ایران را نمی خواهند. در این مرحله می توان گفت که نجف هویت عراقی سازی را به خود گرفت.

از سوی دیگر، تحریم های ایالات متحده علیه گروه های موجود و موضع آرام و حمایتی دولت عراق، حرکت گروه های طرفدار ایران را محدود می کند. به نظر می رسد که ایران حرکت خود را از طریق گروه های جدید اتخاذ کرده است تا انعطاف پذیری را فراهم کند. در حقیقت، یک گروه مسلح جدید به نام اثبات التیرین (اتحادیه انقلابیون) حملاتی را به پایگاه نظامی تاجی در شمال شرقی بغداد در تاریخ ۱۱ و ۱۴ مارس انجام دادند. این گروه آخرین بار هنگامی که تصاویر گرفته شده از سفارت آمریکا در بغداد توسط هواپیمای بدون سرنشین را در اینترنت منتشر کرد، مورد توجه قرار گرفت. در حال حاضر به نظر می رسد که مرحله جدیدی از تنش میان ایالات متحده و ایران همچنان بر سر نیروهای شبه نظامی افزایش یابد. انتطار میرود که این تنشها با شکل گیری نیروهای تندرو که با تاکتیک حمله و گریز علیه نیروهای آمریکایی میجنگند تشدید شوند. این امر می تواند تجزیه حشد الشعبی یا فروپاشی قدرت آن را به دنبال داشته باشد و نشان می دهد که ایران از نفوذ خود در عراق دست برنخواهد داشت و به دنبال دگرگونی قدرت بازدارنده جنگ های نیابتی با ایالات متحده است. در واقع، با وجود اینکه ایالات متحده برخی پایگاه های نظامی در عراق را به نیروهای امنیتی عراق منتقل كرده است، این واقعیت كه سیستم پدافند هوایی پاتریوت را در پایگاه های الانبار و اربیل مستقر كرده است را می توان به عنوان نشانه ای از ادامه جنگ مثلث شبه نظامیان، آمریکا و ایران در عراق تفسیر كرد.


ترجمه مقاله منتشر شده در آنادولو نوشته بیلگی دومان

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here