9 نفر از اعضای کنگره ، از جمله سناتور برنی سندرز و الیزابت وارن و پیشکسوتان مترقی همچون الکساندریا اساریو-کورتز، ایلهان عمر و آیانه پرسلی ، روز دوشنبه (23 مارس) نامه ای را امضا کردند که در آن از دولت ایالات متحده خواسته شده است تحریم ها را بر علیه جمهوری اسلامی ایران لغو یا کم کند. این نامه می افزاید: “اعمال تحریم های گسترده ایالات متحده با محدود کردن توانایی آنها برای واردات وسایل پزشکی و داروهای تولید شده در غرب ، به بخش بهداشت عمومی ایران نیز آسیب رسانده است.” تحریم ها دستیابی به ملزومات اساسی مانند مواد غذایی و مواد بهداشتی مورد نیاز برای زنده ماندن برای ایرانیان عادی را دشوارتر می کند. ” آنها اظهار داشتند: “ما از شما می خواهیم كه تحریم های علیه ایران را به طور قابل ملاحظه ای در یک اقدام بشردوستانه به مردم ایران متوقف کنید تا آنها را بهتر قادر به مبارزه با ویروس سازد.”

قانون گذاران مترقی ممکن است منظور خوبی داشته باشند ، اما آنها از تاریخ اخیر ایران و تلاش های دیپلماتیک برای انجام دقیقا آنچه که آنها پیشنهاد می کنند غافل هستند.
متحدان اروپایی آمریکا مدتهاست که نسبت به رویکرد رویارویی واشنگتن در قبال تهران انتقاد کرده اند. در سال 1992 ، كلاوس كینكل ، وزیر خارجه وقت آلمان تصمیم گرفت كه ثابت كند اروپا می تواند بهتر عمل كند. به جای منزوی کردن ایران که پرزیدنت بوش و تحریم ایران که جانشین او بیل کلینتون انجام دادند، کلوز اصرار داشت که اروپایی ها “گفتگوی انتقادی” را امتحان کنند. در عمل ، این بدان معنا بود كه اروپا در ازای  احترام ایرانیان به حقوق بشر و كاهش تروریسم ، تجارت با ایران را افزایش خواهد داد. در واقعیت ، رفتار ایران تغییر نکرد زیرا دسترسی بیشتر به پول نقد حاصل شد. به محض اینکه آلمان ابتکار عمل دیپلماتیک خود را آغاز کرد ، قاتلان ایرانی حمله کردند. در 17 سپتامبر 1992، یک سلول ایرانی چهار مخالف کرد را در رستوران میکونوس در برلین به قتل رساند. در 10 آوریل 1997، پس از شنیدن 176 شاهد و خواندن پرونده های اطلاعاتی، دادگاه آلمان كاظم دارابی، مأمور اطلاعات اسیر شده ایرانی و همچنین یك همدست حزب الله را مقصر قتل و دو همكار او را به عنوان دستیار گناهکار دانست. مهمتر از آن، دادگاه همچنین به این نتیجه رسید که کمیته امور ویژه به ریاست  رهبر ایران، علی خامنه ای رئیس جمهور علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، وزیر اطلاعات علی فلاحیان و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دستور این حمله را داده بودند.

با این حال کینکل و همتایان اروپایی وی نمی خواستند شکست را بپذیرند. بین سالهای 1998 و 2005 تجارت اتحادیه اروپا با ایران تقریباً سه برابر شد. در همین مدت ، قیمت نفت پنج برابر شد. بخش عمده ای از آن پول بادآورده در برنامه های چند میلیارد دلاری موشکی بالستیک و هسته ای ایران ناپدید شد. این دوره همچنین با شکایات مداوم رژیم ایران در مورد تأثیر تحریم ها بر کشور مصادف بود. حسن روحانی، که امروز در انتهای دوره دوم ریاست جمهوری، در آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، که تنها بعد از مقام رهبری، مقام دوم در ترسیم مسیر استراتژیک جمهوری اسلامی قرار داشت.

بعد از آن،”خاتم الانبیاء” شاخه اقتصادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وجود دارد. در اواخر جنگ ایران و عراق، سپاه تصمیم گرفت که آنها نمی خواهند به پادگان بازگردند و قدرتی را که در زمان جنگ در جامعه ایران انباشته بودند ، از بین ببرند. در عوض، آنها تصمیم به سرمایه گذاری گرفتند و بیشتر درگیر در اقتصاد داخلی شدند. سی سال بعد ، آنها 40 درصد از اقتصاد ، از جمله تمام صنایع بزرگ را کنترل می کنند و بر تولید تسلط دارند. این یکی از دلایلی است که گفته می شود سپاه خیلی راحت کیت های تشخیصی و 7.5 تن تجهیزات پزشکی را که سازمان بهداشت جهانی ارسال می کرد، به نفع خود منحرف کرد. خاتم الانبیاء همچنین یکی از مهمترین دلایلی است که باعث شد مردم عادی ایران هیچ فایده ای  از آزاد شدن دارایی و افزایش سرمایه گذاری در پی توافق هسته ای سال 2015 پرزیدنت باراک اوباما نداشته باشند.

این همه بسیار خوب است که مترقی ها بخواهند به مردم ایران برای غلبه بر این بحران بی سابقه بهداشتی کمک کنند. صادقانه و رک بگویم، میانه روها و محافظه کارها نیز می خواهند؛ به همین دلیل وزارت امور خارجه یك كمك مستقیم پزشکی را به ایران ارائه داد، پیشنهادی كه خامنه ای رد كرد. دادن پول به طور مستقیم به ایران بی ثمر است زیرا نظام خامنه ای و سپاه هیچ کمکی برای ایرانیان معمولی در این زمینه ایجاد نکرده اند. حداقل اگر ایالات متحده برای پاسخ به کروناویروس به ایران کمک کند، داشتن مکانیسمی برای دور زدن خامنه ای، رژیم وی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و خاتم الانبیاء مهم است.

مشکل در جزئیات است، اما جزئیات مهم هستند. در غیر این صورت، ایرانیان نه تنها به دلیل سهل انگاری دولتشان به مرگ خود ادامه می دهند، بلکه رژیم همچنین می تواند برای افزایش بیشتر ظرفیت خود برای جنگ و تضعیف رژیم های منطقه ای در این زمان بحران، کمک و مساعدت کند.


ترجمه مقاله منتشر شده در نشنال اینترست.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here