سه‌شنبه, آگوست 3, 2021

انتقال حسین هاشمی به بخش قاتلان و جانیان زندان فشافویه، اعتصاب غذا

«ریه‌هایم را به خوزستان هدیه کنید... قلبم را به بچه‌های سیستان و بلوچستان» حسین هاشمی، پس از "انتقال تنبیهی" به بخش زندانیان جرائم خشن، با اعتصاب‌ غذا به استقبال مرگ رفته است

«نزدیک ۱۹ ساعت است که دست به اعتصاب‌غذای تر و خشک زده‌ام، آخرین چیزی که خورده‌ام یک لیوان چای با آب پر از سیلیس تیپ ۲ اندرزگاه ۱۰ سالن بچه‌های سیاسی آبان ۹۸ بود و تا این لحظه از خوردن و آشامیدن دست کشیده‌ام. صبح زود به بهانه بازجویی مرا از بند سیاسی بیرون کشیدند به افسرنگهبانی که رسیدم برای انتقالم کاملا آماده بود. همچنان مسئولین زندان می گفتند که برای بازجویی باید به خارج از تیپ دو بروم. به ناچار سوار ون شدم مرا به تیپ ۴ آوردند. در میان زندانیان جرائم خشن و متهمان قتل و سرقت مسلحانه.»

این بخشی از نامه‌ی کوتاه زندانی سیاسی حسین هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ است، که خبرگزاری هرانا روز گذشته، سه‌شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰، منتشر کرد. حسین هاشمی ۴ روز پس از انتشار نامه‌ای که در آن شرایط فاجعه‌بار زندان تهران بزرگ به تصویر کشیده شده بود، به حفاظت اطلاعات زندان منتقل شد و تحت بازجویی  قرار گرفت. حسین، ۳۱ اردیبهشت‌ماه در نامه‌ی تکان‌دهنده‌اش از ظلم و بی‌عدالتی که به شکل سیستماتیک از سوی مسئولان قوه قضائیه و زندان بر زندانیان تحمیل می‌شود نوشته بود، از امیر حسین مرادی، از وحید بابائی، از سیامک مقیمی نوشته بود.

اکنون هرانا از انتقال تنبیهی حسین هاشمی به تیپ ۴ زندان تهران بزرگ، جایی که زندانیان متهم به قتل و سرقت مسلحانه در آن نگهداری می‌شوند، خبر داده است. این انتقال توسط الیاسی، دادیار ناظر دادسرای اوین انجام گرفته است. بر اساس این گزارش، حسین هاشمی را به بهانه‌ی بازجویی از تیپ ۲، بخش زندانیان سیاسی خارج می‌کنند. مشاجره لفظی بین حسین هاشمی و الیاسی رخ می‌دهد. الیاسی این زندانی سیاسی را تهدید می‌کند، او را به مکانی منتقل خواهد کرد، «که از کارش پشیمان شود».

پس از این انتقال و تخلف مسئولان زندان از اصل تفکیک جرائم، حسین هاشمی دست به اعتصاب غذا زده است و در یادداشتی کوتاه از شرایطی که هم‌اکنون در آن بسر می‌برد و از خطر تکرار یک جنایت نوشته است:

«حدود ۲ سال پیش علیرضا شیرمحمدعلی را به همین بهانه از تیپ خارج کردند و بعد از ۳ روز خبر مرگ او را شنیدند. من حسین هاشمی از بازداشتی‌های آبان ۹۸ محکوم به ۶ سال حبس و دقیقا در موقعیت دو سال پیش علیرضا قرار دارم. با این تفاوت که دست به اعتصاب غذای تر و خشک زده‌ام. قبل از کشته شدنم دست به این اقدام زده‌ام که صدایم را به شما ملت ایران برسانم.»

برای یادآوری: وکیل علیرضا شیرمحمدعلی، پس از قتل وی در زندان فشافویه توضیح داده بود: «علی‌الظاهر در بندی که ایشان حضور داشتند یک سلول انفرادی وجود داشته که دو قاتل در آن بودند. متاسفانه معلوم نیست، آن شب چه اتفاقی افتاده که آنها بدون هیچ درگیری قبلی دفعتاً به ایشان حمله می‌کنند و با ضربات متعدد ایشان را به قتل می‌رسانند.» روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸ زندانی سیاسی علیرضا شیرمحمدعلی، پس از انتقال وی به بند زندانیان با جرائم خشن، توسط دو قاتل زندانی با ۳۰ ضربه چاقو کشته شده بود. وکیل وی در پاسخ به این سوال که این دو قاتل چگونه توانستند از سلول انفرادی خود خارج و علیرضا را شبانه به قتل برسانند گفته بود: «من از جزئیات به‌صورت دقیق خبر ندارم، ولی بر اساس اطلاعات موثقم در بندی که مرحوم شیرمحمدعلی حضور داشت یک سلول بوده که دو قاتل داخل آن بودند و همیشه در آن بسته بوده است، اما آن شب آن دو نفر آقای شیرمحمدعلی را به داخل سلول کشیدند و ایشان را به قتل رساندند.»

حال دو سال بعد، درست در همان زندان فشافویه و درست در همان ماه خرداد، اینبار اما در مورد حسین هاشمی، درست همان جنایت توسط مسئولان زندان و قوه قضائیه جمهوری اسلامی در شرف وقوع است. الیاسی به شخصه و قوه قضائیه به خصوص مسئول هرگونه اتفاقی هستند که در زندان برای حسین هاشمی بیفتد.

حسین هاشمی به استقبال مرگ رفته است و در بخش پایانی یادداشت خویش نوشته که:
«حدود ۲۴ ساعت دیگر به احتمال زیاد وارد اغما خواهم شد و این آخرین سخنی است که با شما در میان می‌گذارم. بعد از اغما ریه‌هایم را به خوزستان هدیه کنید که بعد از ۴۰ سال نفس تازه‌ای چاق کنند و کسی که در خوزستان نیاز به ریه دارد ریه‌هایم را هدیه کنید. قلبم را به بچه‌های سیستان و بلوچستان هدیه کنید قلب هم همیشه برای آنها و برای زخم آن مردمان می تپید. باقی اعضایم را به هر انسان ایرانی که برای ایران دلش می تپد هدیه کنید. به فرودستانی مثل خودم که هرچه تلاش کردند، نشد! خواستند اما نتوانستند و دست آخر جسدم را به دانشگاه‌های علوم پزشکی هدیه کنید جهت پیشرفت علم. سال‌های بعد وقتی که جسدم مستهلک شد آن را در جنگل‌های بلوط زاگرس در دیاری که در آن زاده شده‌ام بسوزانید و خاکسترم را در آن جنگل‌ها پراکنده کنید که در رگ و ریشه‌های درختان بلوط ریشه بدوانم و از ارتفاع کویرکوه سالهای بعد به خوشبختی شما خیره شوم و خوشحال شوم.

مردم ایران! من بی گناهم! و تنها ۷۲ ساعت مانده که مرگ را در آغوش بگیرم. این آخرین صدای من است که در زندان با شما سخن می‍‌گویم. به یاد قهرمان غایب فرزاد کمانگر که گفت یادتان نرود به شعر به آواز به لیلاهاتان پشت نکنید!

حسین هاشمی / روز سه‌شنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۰ / تیپ ۴ زندان تهران بزرگ»

سحر
اگر امروز نتوانم موی خود را محکم بگیرم و خویش را از این باتلاق بیرون بکشم، بی تردید هم خودم و هم اسبی که سوار بر آن در راهم، هر دو غرق خواهیم شد.