+++بروزرسانی مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۹
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه امروز شنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۹۹، مصطفی سلیمی، در زندان سقز اعدام شد.

در پرونده مصطفی یک فقره قتل وجود داشت. طبق گزارش های همین خبرگزاری، “آقای الماسی” رئیس پاسگاه روستای سنته به صورت رسمی و دفترخانه‌ای شهادتش را مبنی قاتل بودن وی پس گرفته بود.

درخصوص تلاش نزدیکان این زندانی برای اثبات بی گناهی او، پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده وی به هرانا گفته بود: “مصطفی سلیمی در حالی به محاربه و سرقت مسلحانه متهم و به حبس و اعدام محکوم شده که در سال ۹۲، از ۲۳ روستا که قبل از دستگیری در آنجا رفت و آمد کاری داشت، استشهادیه با مهر و امضای شورای روستاها و امامان جماعت، مبنی بر اینکه ایشان نه تنها هیچ مالی از آنها نگرفته بلکه مزاحمت جانی و مالی هم برای آنها ایجاد نکرده، گرفته است”.

در آخرین پیگیری حضوری خانواده این زندانی، در بهمن ماه سال ۹۷ آقای حصاری، معاون قضایی قوه قضاییه به آنها گفته بود: بروید «خدا را شکر کنید که تا الان زنده است و اعدامش نکردیم».

+++ ۲۲ فروردین ۱۳۹۹

در منطقه تیلکو شهرستان سقز روستایی هست به نام ایلو. عبدالله نام پدرش بود. مصطفی سلیمی ایلویی در چهارم تیرماه سال ۱۳۴۶ بدنیا آمد. مصطفی اکنون ۵۲ ساله است. اما اگر از خودش بپرسی شاید دیگر نداند که نامش چیست و اهل کجاست و چند سال سن دارد. مصطفی ۱۱ سال پیش در بهمن سال ۸۸ این خطوط را نوشت:

«دقیق نمیدانم. اما باید ۴۰ سالم باشد. همسرم بعد از بازداشتم از من جدا شد. پسرم اشکان باید حدود ۱۵ سال سن داشته باشد. سالهای طولانی در سلول انفرادی و زندان شاید سن دقیق پسرم را هم از یادم برده باشد.» (۱)

درست حدس زده بود. یازده سال پیش پس از شش سال شکنجه و انفرادی و حبس و بارها اعتصاب غذا روح و حافظه مصطفی زخم خورده بود. او مردی چهل و دو ساله بود. اشکانش آن زمان یازده سال بیش نداشت. کودکی که نه سال بعد در یک روز تابستانی و گرم، زمانی که جوانی بیست ساله شده بود، دست به خودکشی میزند. روح اشکان را آنروز مچاله کرده بودند. برای پیگیری وضعیت پدرش که اکنون بیش از ۱۵ سال در زندان بود به شعبه ۶ دادیاری سقز رفته بود. تمام روز بیهوده او را از این اتاق به آن اتاق پاسکاری کرده بودند. دست آخر هم توسط قاضی شعبه ششم و پرسنل آن اداره مورد تمسخر و تهدید قرار گرفته بود. به او گفتند که اگر حرف اضافه بزند، او را از پنجره به بیرون پرت خواهند کرد.
اشکان وقتی به خانه بازگشت با خوردن مشتی قرص به زندگی خود پایان داد.
پدرش، مصطفی را تحت محافظت به بیمارستان آوردند که از پشت شیشه های بخش آی سی یو شاهد جان دادن فرزندنش باشد.

در همان سال ۸۸ وقتی که مصطفی سلیمی تصور میکرد که ۴۰ ساله است و پسرش ۱۵ سال دارد، اشکان یازده ساله نامه ای کودکانه و سرگشاده نوشت. او از هشت سال دوری از پدر نوشت. از «حفظ انسانیت و حقوق بشر». اشکان آن نامه را با این کلمات پایان میدهد:
«من به عنوان پسر کسی که بی گناه در زندان [است] و محکوم [به] اعدام شده است، از تمامی مقامات قضایی و مسئولین می خواهم که
پدرم گناهی نداره و وی را آزاد کنید و از تمامی مردم میخواهم به پدرم کمک کنند چون که وی سزاوار اعدام نیست.
و نگذارید پدرم را اعدام کنند.» (۲)

مصطفی پیمانکار شرکت گاز بود. وقتی او را در نهاوند لرستان در منزل یکی از بستگانش دستگیر کردند او دیگر عضو هیچ گروه و حزبی نبود. سال ۸۲ بود. اشکان پنج ساله بود و او پدری سی و شش ساله.
شش سال بعد او دیگر نه سن خودش یادش مانده است و نه چیز چندانی از فرزندش بخاطر می آورد.

با او چه کرده بودند؟ مصطفی شرح میدهد:

[…] از آن جلسه دادگاه سالهای زیادی می گذرد. شاید نزدیک به ۵ سال است که من حکم اعدام دارم و در سلولهای زندان هر شب به انتظار سحرگاهی هستم که با صدای زندانبان از خواب بیدار شوم و مرا به دار آویزند که برایم بهتر از شبی دیگر پر از اضطراب است. اضطراب اینکه چه موقع اعدام میشوم و از این بلاتکلیفی خلاصی میابم. بله، من نزدیک به ۵ سال است که حلقه طناب دار را بر گردن خود احساس می کنم.» (۳)

یازده سال بعد وقتی که او هیجده سال از عمرش را در زندانهای سقز و سنندج و رجایی شهر گذرانده بود، در جریان شورش زندان سقز به همراه هفتاد زندانی دیگر در روز جمعه ۸ فروردین سال ۱۳۹۹ از زندان فرار کرد. دلیل این شورش شیوع ویروس کرونا و نبود شرایط مناسب بهداشتی در زندان و احتمال بسیار زیاد ابتلا به بیماری و وحشت از مرگ بود. ۱۰ روز بعد از فرار، در روز ۱۸ فروردین ماه مصطفی دستگیر میشود.

امروز جمعه، ۲۲ فروردین سال ۱۳۹۹، مسئولین زندان سقز با خانواده مصطفی سلیمی ایلویی، ۵۲ ساله، اهل روستای ایلو در منطقه تیلکو از توابع شهرستان سقز، فرزند عبدالله، پدر اشکان سلیمی، پیمانکار سابق شرکت گاز که ۱۸ سال بدون یک روز مرخصی، با حکم اعدام در زندانهای جمهوری اسلامی دربند بوده است، تماس گرفته اند.
از خانواده مصطفی خواسته اند که برای آخرین  دیدار به زندان مراجعه کنند.


(۱). نامه مصطفی سلیمی زندانی سیاسی محکوم به اعدام به سازمانهای حقوق بشری
(۲). نامه سرگشاده پسر مصطفی سليمی زندانی سياسی محکوم به اعدام
(۳). نامه مصطفی سلیمی زندانی سیاسی محکوم به اعدام به سازمانهای حقوق بشری

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here