شنبه, اکتبر 24, 2020

در یک هفتگی اعتصابات کارگران ایران

وعده و وعیدهای توخالی، تهدید و سرکوب دیگر کارساز نیستند. کارگران اعتصاب را نمی‌شکنند. صدای آنها را اکنون تمام دنیا می‌شنود

دانمارک ۱۷۲۲، فرانسه ۱۷۹۴، انگلیس ۱۸۰۷، ایالات متحده آمریکا ۱۸۶۵ – در موریتانی با این وجود که برده‌داری در سال ۱۹۸۱ به شکل قانونی ممنوع اعلام شد، تا سال ۲۰۰۷ به معنای حقوقی جرم محسوب نمی‌شد و پس از آن، بنا به گزارش سازمان عفوبین‌الملل اولین موارد مجازات قانونی در این کشور به جرم برده‌داری در سال ۲۰۱۶ برای دو نفر با صدور حکم یک سال حبس تعلیقی، در تاریخ این کشور ثبت شد. مدافعین حقوق بشر سال ۲۰۱۸ تعداد انسانهایی که در موریتانی در بردگی زندگی می‌کردند را حدود ۴۳۰۰۰ نفر تخمین زدند. برده‌داری حتی به شکل کلاسیک و کهنه‌اش که برای اکثر ما مفهومیست متعلق به ادوار دور و قرنهای گذشته، هنوز به هیچ وجه از بین نرفته و در میان ما، در قرن ۲۱ با ما به حیات تیره‌اش ادامه می‌دهد.

در ایران قانونی که برده‌داری به موجب آن ممنوع اعلام شود، هیجدهم بهمن‌ماه سال ۱۳۰۷ خورشیدی، در قالب یک لایحه دو‌فوریتی در مجلس شورای ملی به تصویب نمایندگان رسید.

با این حال برده‌داری و بردگی نه در کشورهای دیگر و نه در ایران هرگز از بین نرفتند. در اغلب کشورهای دیگر تغییر شکل دادند و به عنوان پدیده «بردگی مدرن» در جوامع گسترش یافتند.
در ایران اما نه تنها شاهد شیوع پدیده بردگی مدرن در واقعیت جامعهٔ پس از ۵۷ بوده‌ایم، بلکه شاهد بازگشت اشکال حقوقی و بازیافت «بردگی و برده‌داری» در قالب قوانین شرع و اسلام به نهادها و جامعه نیز بوده‌ایم. برده‌داری و بردگی در ایران امروز، به واسطه قوانین واپسگرایانه اسلامی نهادینه شده‌اند. این نهادینگی در «کودک‌همسری» و یا «کودکان‌کار»، که مبنای آنها قوانین حقوقی مربوط به امر «ازدواج» و «کار» هستند، به شکلی آشکار و درشت متبلور شده‌ است.
«بردگی مدرن» تنها یک عبارت شیک و تیره نیست. این پدیدهٔ کریه امروزی تعریف، ابعاد و چهرهٔ کاملا معینی دارد.

بردگی مدرن چیست؟

بردگی در جوامع بشری قدمتی نزدیک به ده هزار سال دارد. لغو قانونی (بر روی کاغذ) آن به نسبت این قدمت تاریخی “هنوز جوهرش خشک نشده”. «واکفری فاندیشین»(۱)، بنیادی غیروابسته به دولتها، بردگی مدرن را به عنوان «موقعیتی» تعریف میکند «که در آن این آزادی از انسان سلب شده است که زمام اختیار پیکر خود را در دست داشته باشد؛ و یا این آزادی که بتواند انجام کاری را نپذیرد از او ربوده شده باشد.» کوین بیلز، پژوهشگر و جامعه شناس شهیر آمریکایی، برای تعریف بردگی سه معیار معرفی می‌کند: کنترل انسانها با استفاده از ابزار خشونت، از دست دادن ارادهٔ آزاد و استعمار اقتصادی. در هر تعریفی بردگی شمایلی از ناآزادی را در برابر ما قرار می‌دهد. انواع شناخته شده و رایج بردگی مدرن عبارتند از: کار اجباری، تن‌فروشی اجباری، حبس سیاسی، کار کودکان و بهره‌گیری از کودکان به عنوان نیروی نظامی.

با استفاده از این معیارها سه نهاد مستقل بین‌المللی (۲) پژوهش گسترده‌ای را آغاز کردند که نتیجهٔ آن دستیابی به آمار و ارقام و تصویری واقعی و قابل استناد از بردگی در جهان کنونی است: نمایهٔ جهانی بردگی! بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده از سرتاسر جهان بیش از ۴۰ میلیون برده در سال ۲۰۱۶ در کشورهای مختلف زندگی می‌کرده‌اند. بیش از ۲۰ میلیون از این انسانها قربانیان کار اجباری بوده‌اند.

ایران در کجای این نمایهٔ بردگی قرار گرفته؟

از میان ۱۶۷ کشور، ایران دهمین کشور با بیشترین میزان بردگی مدرن حاکم در سال ۲۰۱۸ بوده است. کره شمالی در آن سال جایگاه نخست را به خود اختصاص داده بود. جمعیت ایران آن سال ۷۹ میلیون و ۳۶۰ هزار و ۴۸۷ نفر، و نرخ تولید ناخالص ملی به ازای هرنفر ۱۹،۹۸۸ دلار آمریکا محاسبه شده بود. ۱ میلیون و ۲۸۹ هزار برده مدرن در سال ۲۰۱۸ در ایران بردگی می‌کردند.

با در نظر گرفتن این واقعیات غیر قابل انکار می‌توان موج اعتصابات اخیر کارگران پروژه‌ای و پیمانی در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، که از روز شنبه ۱۱ مرداد در مقیاسی بی سابقه از جنوب کشور به راه افتاد و رشد کرد و همچنان با قدرت تمام ادامه دارد را، اعتراضی تاریخ‌ساز به قوانین بردگی حاکم بر جامعهٔ ایران برشمرد.
کارگری در ماهشهر بر اثر گرمازدگی جان خود را از دست می‌دهد.
در فهرست مطالبات کارگران از کارفرمایان می‌خوانیم که آنها در سرویسهای ایاب و ذهاب خود کولر می‌خواهند، که در دمای بالای ۵۰ درجه وسیله‌ای حیاتی محسوب می‌شود؛ می‌خوانیم که خوابگاههایشان هیچگونه امکانات اولیه برای استراحت ندارند، که کارفرمایان دستمزد کارشان را پرداخت نمی‌کنند، که دستمزدهای پرداخت نشده، ناچیز و خارج از تناسب با مخارج زندگی قرار دارند… یک جهنم از بردگی انسانها و بهشتی از نظام مقدس برای برده‌داران شلاق‌زن.

کارگری در ماهشهر بر اثر گرمازدگی می‌میرد.
در گرمای بالای ۵۰ درجه، کارگران نیشکر هفت‌تپه امروز ۱۷ مرداد ۹۹، در پنجاه و چهارمین روز از اعتصاب پرقدرت خود دست به اعتراض در برابر ساختمان فرمانداری شهرستان شوش زدند.
دکتر یاسر رحمانی، پزشک قراردادی مجموعه کشت و صنعت نیشکر خوزستان که شاهد درد و رنج زحمت‌کشان اعتصاب کننده است، تصمیم می‌گیرد که در زمان “آزاد” خود به مداوای کارگران گرمازده و معترض برود. ماموران اطلاعاتی او را تهدید کرده و مانع از کمک‌رسانی او به اعتصاب کنندگان می‌شوند.

وعده و وعیدهای توخالی، تهدید و سرکوب دیگر کارساز نیستند. کارگران اعتصاب را نمی‌شکنند.

صدای اعتصاب کنندگان را اکنون تمام دنیا می‌شنود. نهادها و اتحادیه‌های کارگری از داخل کشور و خارج از کشور اعلام حمایت و همبستگی می‌کنند.

روز گذشته بنا به گزارشات، کارگران فاز ۱۳ پارس جنوبی و پالایشگاه پارسیان سپهر لامرد، کار را رها کرده و به خانه‌هایشان بازگشتند.

«به خانه می‌رویم تا شما اگر می‌توانید به جای ما جوشکاری و فیترینگ کنید»، جمله‌ای بود که کارگران شرکت آذران گستر پالایشگاه نفت سنگین قشم خطاب به کارفرما گفتند.

اعتصابات و اعتراضات کارگری تنها بر صنایع نفت و گاز و پتروشیمی متمرکز نمانده و به بخشهای دیگر نیز گسترش پیدا کرده‌اند. در شبکه‌های اجتماعی گزارشهایی از اعتصاب کارگران نیروگاه برق سبلان اردبیل که محل کارشان را دیروز ترک کرده و به خانه‌هایشان رفته بودند منتشر شد.

کارگران هپکو، اعتصاب کنندگان خستگی‌ناپذیر هفت‌تپه، بیش از ده هزار کارگر پروژه‌ای از استانهای فارس، خوزستان، هرمزگان، بوشهر و اصفهان می‌روند که دامنه‌ی اعتراضاتشان را به صنایع دیگر و شهرها و استانهای دیگر گسترش دهند. اعتصابات سراسری در یک قدمی ماست و نیاز به پشتیبانی و حمایت جامعه مدنی دارد. کارگران تنها نیستند.


۱. Walk Free Foundation
۲. International Labour Organization (ILO), International Organization for Migration (IOM), Walk Free Foundation

تصویر: کارگران صنعت نفت ایران، پزشک نیا، ۱۳۴۹، موزه و اسناد صنعت نفت ایران

در همین زمینه

شهرها و اعدامیان، شهرها و مردگان

مرگ خودم را نیز در نزدیکی همین شباهتها که در کشاکش شکنجه‌ها، اعترافات، احکام و اعدامهای مخفیانه در خاطرم نقش می‌بندند، احساس میکنم. «این نشانهٔ آنست که من نیز مرده‌ام»

چین چه خوابی برای ایران دیده است

هرگونه توهمی درباره ملاحظه “منافع دوجانبه” در متن “برنامهٔ ۲۵ ساله همکاری‌های مشترک ایران و چین” تنها می‌تواند یا ناشی از ناآگاهی باشد و یا خیانت به منافع ملی

تخلیه قوا از قدرت و انگل‌پروری نظام مقدس

موازی‌سازی و ضرب نهادها، بی‌ساختاری و یکدست‌سازی، یقینا از هسته مرکزی قدرت در رویارویی با دنیای خارج حفاظت می‌کند. اما این محافظت بی‌هزینه نیست.

از گنگی خشونت در فصل براندازی

آنچه اعتراضات مردمی را که در آغاز ناشی از مشکلات اقتصادی بوده‌اند، تبدیل به جنبشی براندازانه با هدف سرنگونی نظام کرده است، درون رویکرد سرکوبگرانهٔ حکومت نهفته است

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here