شنبه, اکتبر 24, 2020

دو ماه اعتصاب قدرتمند هفت تپه و پایداری نفتگران

اعتصاب یعنی ضربه زدن. امروز نزدیک به ۵۰ مرکز صنعتی در بخشهای نفت، گاز و پتروشیمی و نیروگاههای برق در اعتصابی سنگین فرو رفته‌اند. هر روز کارگران از صنایع دیگر نیز به اعتصاب بزرگ می‌پیوندند.

اعتصابی که به اقتصاد فشار وارد نیاورد اعتصاب نیست، گدایی جمعیست*

شورش ویلکس، ۱۷۶۸، انگلیس

وقتی که جاشوها و ملوانان در بندر ساندرلند واقع در شمال شرقی انگلیس در اعتراض به وضع معیشتی خود، اعتراض به دستمزدهای ناچیز و شرایط کاری نامناسب، سال ۱۷۶۸ در مقابل نانوایی‌ها و قصابی‌های شهر، که توانایی خرید نان و گوشت آنها را از محل درآمد خود نداشتند، تجمع کردند، واژه‌ای در فرهنگ لغات زبانهای انگلوژرمن پدید آمد (Strike) که ریشهٔ آن نه در این تجمعات، بلکه در کاری نهفته است که این کارگران متعاقباً بر روی کشتیهای پهلو گرفته در بندر انجام دادند: پایین کشاندن بادبانهای فوقانی کشتیها (Strike the sails). ملوانان با این کار نه تنها کشتی‌ها را از کار و حرکت انداختند، بلکه به زبان دریانوردی به کارفرمایان خود فهماندند که پیروزی از آن آنهاست. در جنگهای دریایی پایین آوردن بادبانهای فوقانی کشتی علامت تسلیم شدن بود. ملوانان ساندرلندی در آن سال دست از کار کشیدند، اعتصاب کردند و در نهایت به مطالبات خود دست یافتند. در همان سال حمالان زغال‌سنگ در لندن و صنف کلاهدوزان دست به اعتراضات مشابه زدند و در خصوص اعتراضات آنان نیز به نوعی سمبلیک از همان واژهٔ ملوانان ساندرلند استفاده شد. واژه‌ای جدید، مفهومی جدید متولد شد که هستهٔ معنوی آن در عمل “ضربه زدن” نهاده شده بود. واژه جدید بود. کارزار، به هیچ وجه.

روستایی که امروز در کرانه باختری رود نیل در مقابل شهر کنونی اقصر «دیرالمدینه» نام دارد، بیش از سه هزار سال پیش شهرکی بود به نام «ست مات» در مقابل شهری باستانی که از آن در منابع تاریخی با عنوان «تبای» یاد شده است. نام «ست مات» را “وادی حقیقت” ترجمه کرده‌اند. «دره پادشاهان»، آرامگاه پسران و جانشینان رامسس بزرگ در نزدیکی این مکان بنا شده است و سازندگان آن روزگاری ساکنین شهرک «ست مات» بوده‌اند. در «موزه مصر باستان شهر تورین» نسخه‌ای از یک پاپیروس با شناسه موجودی «P1880» نگهداری می‌شود که بر روی آن شرح قدیمی‌ترین اعتصاب کارگری تاریخ که تاکنون یافت شده، به قلم میرزای دربار «آمون نِخِت» نقش بسته است.

پاپیروس آمون نخت، موزه مصر باستان تورین، ایتالیا

به گزارش آمون نخت، صنعتگران اصنافی چون چوب‌بران، گچ‌کاران، سنگکاران، بنایان و دیگر اصناف در چهارم نوامبر سال ۱۱۵۹ پیش از میلاد مسیح دست از کار کشیدند و با شعار «ما گرسنه‌ایم!» به سمت معبد بزرگ راه افتادند و از آنجا راه‌پیمایی اعتراضی خود را تا «مدینة هابو» ادامه دادند. کارگران شب به خانه‌های خود بازگشتند. روز بعد نان بین آنها پخش شد ولی کارگران اعتصاب را نشکستند و باز به مدینة هابو رفتند. اینبار کارگران شب را همانجا ماندند. کاهنان روز بعد آمدند و تمام حقوق معوقه کارگران را دادند ولی کارگران باز به اعتصابات خود ادامه دادند.

آمون نخت از ۳ دوره اعتصابات کارگری در مصر باستان گزارش می‌دهد که آخرین آن در تاریخ ۲۵ فوریه ۱۱۵۸ پیش از میلاد رقم خورده است. هر سه این اعتصابات نمونه‌های موفقی از رسیدن به مطالبات صنفی را در تاریخ مبارزات کارگری به ثبت رسانده‌اند. هر سه درسهای با ارزشی به فعالان کارگری در تمام ادوار می‌دهند:
کارفرما تنها یک زبان را می‌فهمد و آن زبان اقتصاد است.
رسیدن به مطالبات به جز از راه اتحاد و همبستگی ممکن نیست.
پایداری و استقامت در اعتصاب شرط نخست موفقیت است.
هرگز به چیزی کمتر از تمام مطالبات نباید راضی شد؛ وعده و وعیدها و یا اعطای بخشی از مطالبات، ترفند کارفرمایان برای شکستن اعتصابات است.

اعتصاب یعنی ضربه زدن. این را کارگران مصری هم فهمیده بودند.

بیش از یک هفته از اعتصابات گسترده کارگران نفت و گاز و پتروشیمی در ایران گذشته است. اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌ تپه پنجاه و نهمین روز خود را پشت سر گذاشت. کارفرمایان که پس از دو ماه موفق به شکستن اعتصاب آنها نشده‌اند، از معابد خود کاهنان و مبلغین خود را برای فریب دادن کارگران در لباس دین نزد آنها فرستاده‌اند.

در این راه زنان اعتصاب کنندگان هفت تپه نیز به حمایت از همسران خود به خیابانها آمدند:

در جزیره قشم نیز کارگران فضای سبز در اعتراض به پرداخت نشدن چندماههٔ حقوق و مزایایشان دست از کار کشیدند و راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند:

کارگران شرکت هپکو اراک که در دهمین روز از اعتصابات خود بسر می‌برند، از سوی کارفرمایان به بازداشت و برخوردهای سرکوبگرانه تهدید شده‌اند. به نقل از کانالهای تلگرامی منتسب به کارگران، مدیریت شرکت هپکو ابتدا به آنها قول پرداخت بخشی از حقوق معوقه‌شان را داده است و وقتی کارگران راضی به شکستن اعتصاب و خودداری از تجمع در برابر شرکت نشده‌اند، انها را به بازداشت تهدید کرده است. در واکنش به این وقایع هپکویی‌ها امروز چهارشنبه نامه‌ای سرگشاده منتشر کردند. در بخشی از این نامه آمده است:

«اخیرا مدیرکل اداره کار استان مرکزی در مصاحبه‌ای با عصر مرکزی در خصوص اعتراضات کارگران هپکو عنوان کرده‌اند که با تجمع کردن اتفاق خاصی نخواهد افتاد و ضمن حمایت از مدیران نالایق و بی‌تعهد فعلی، وعده برخورد با کارگرانی که محل کار نام‌بردگان را سد کرده‌اند داده‌اند؛ گویی که تمام مشکلات و معضلات هپکو به دلیل عملکرد ناصواب کارگران بوجود آمده است!
جناب آقای آبایی، اتفاقا کارگران رنج کشیده شرکت هم هیچ علاقه‌ای به اعتراض و اعتصاب آن هم در شرایطی که امکان ابتلا به بیماری کرونا بیش از پیش شده، نداشته و ندارند؛ نگرانی از امنیتی شدن و صدور احکام قضایی با توجه به سوابق قبلی هم به این عدم علاقه افزوده است. […] باید به اطلاع برسانیم که دغدغه اصلی کارگران شرکت پرداخت حقوق نیست؛ بلکه مهم‌ترین آن کلکسیون وعده‌های پوچ و توخالی مسئولین در خصوص رفع مشکلات شرکت است؛ اخیرا هم واگذاری هپکو بحران‌زده به تامین اجتماعی و جای بدهی دولت و نگرانی از چند پاره شدن سهام کنترلی و فروش آن، نگرانی‌ها را دوچندان کرده است.»

به این ترتیب بر اساس آخرین گزارشات از فعالان کارگری در فضای مجازی امروز چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۹ نزدیک به ۵۰ مرکز صنعتی در بخش نفت و گاز و پتروشیمی و همچنین نیروگاههای برق و مراکز صنعتی دیگر در اعتصاب بسر می‌برند. کارگران خواهان پرداخت حقوقهای معوقه، افزایش دستمزد، بهبود وضع معیشتی و شرایط کار و اسکان خود هستند. آنها درسهای اعتصابی خود را آموخته‌اند و در این راه تجربیات بسیاری کسب کرده‌اند. فریب و خدعهٔ روحانیون دیگر بر آنها اثر ندارد.


یورگن پترس (Jürgen Peters)، سرپرست اتحادیه کارگری IG-Metall، ۱۹۴۴ *

در همین زمینه

شهرها و اعدامیان، شهرها و مردگان

مرگ خودم را نیز در نزدیکی همین شباهتها که در کشاکش شکنجه‌ها، اعترافات، احکام و اعدامهای مخفیانه در خاطرم نقش می‌بندند، احساس میکنم. «این نشانهٔ آنست که من نیز مرده‌ام»

چین چه خوابی برای ایران دیده است

هرگونه توهمی درباره ملاحظه “منافع دوجانبه” در متن “برنامهٔ ۲۵ ساله همکاری‌های مشترک ایران و چین” تنها می‌تواند یا ناشی از ناآگاهی باشد و یا خیانت به منافع ملی

تخلیه قوا از قدرت و انگل‌پروری نظام مقدس

موازی‌سازی و ضرب نهادها، بی‌ساختاری و یکدست‌سازی، یقینا از هسته مرکزی قدرت در رویارویی با دنیای خارج حفاظت می‌کند. اما این محافظت بی‌هزینه نیست.

از گنگی خشونت در فصل براندازی

آنچه اعتراضات مردمی را که در آغاز ناشی از مشکلات اقتصادی بوده‌اند، تبدیل به جنبشی براندازانه با هدف سرنگونی نظام کرده است، درون رویکرد سرکوبگرانهٔ حکومت نهفته است

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here