در ژانویه سال ١٩٨٨،آیت الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، در نامه هایی که به رئیس جمهور وقت، علی خامنه ای و شورای نگهبان نوشت، حکم داد در صورتیکه پای مصلحت کشور در میان باشد، دولت اجازه تخریب مسجد یا معلق کردن هر یک از اصول پنج گانه دین را دارد. ٣٢ سال بعد، اگر چه‌ هیچ مسجدی بر اساس این حکم حکومتی تخریب نشد، اما جمهوری اسلامی به دلیل شیوع ویروس کرونا مجبور شد مساجد را ببندد، نماز جمعه را به حالت تعلیق در بیاورد و زیارت و مراسم مذهبی را ممنوع کند.

ملاحظات عقيدتی مذهبی به طور قطع در تصمیم مقامات برای جلوگیری از تعطیلی نهادهای مذهبی تاثیر داشته است. نهاد روحانیت با توصیه های وزارت بهداشت برای بستن مراکز مذهبی در قم (مرکز تعلیمات شیعه) و قرنطینه کردن این شهر مخالفت کرد. قم مرکز اپیدمی در ایران بود. محمد سعیدی، نماینده ولی فقیه و امام جمعه قم، در تاريخ ٢۶ فوریه اذعان داشت که بعد از شیوع بیماری، لزومی به بستن حرم فاطمه معصومه نبود، چرا که آنجا دار الشفاست. او گفت: “ترامپ کثیف و شرور به بهانه ی بیماری می‌خواهد به فرهنگ اسلامی و اعتبار شهر قم ضربه بزند”.

اما چند روز بعد، با روشن شدن ابعاد شدید اپیدمی، مقامات ایرانی مجبور شدند انعطاف پذیر شوند حتی در مواردی که تابو حساب می شدند. برای اولین بار از زمان انقلاب اسلامی ١٣۵٧، مقامات نماز جمعه را در سراسر ایران لغو، قوانین تدفین اسلامی را آسان تر ، و اماکن مقدس در شهر های قم و مشهد را بستند. آنها حتی اجازه بازگشایی مجدد کارخانه تولید الکل را دادند، کارخانه ای که بعد از انقلاب و ممنوعیت مصرف الکل بسته شده بود. این تصمیم در پی آن صورت گرفت که صد ها نفر به دلیل مصرف متانول جان خود را از دست داده بودند، زیرا فکر می‌کردند متانول ویروس کرونا را درمان میکند.

تصمیم جنجالی تعطیلی اماکن مذهبی علیرغم واکنش های خشمگین برخی از تندروها که این عمل را توهین به اسلام می‌دانستند گرفته شد. به دنبال تعطیلی حرم های فاطمه معصومه در قم و امام رضا در مشهد، چند ده نفر از مؤمنبن سعی کردند در مساجد بسته را شکسته و داخل شوند. آنها موفق شدند با نیروهای امنیتی مقابله کنند.

مقامات همچنین اقدامات سختی را علیه طرفداران “طب اسلامی” و خرافات انجام داده اند. برای مثال مسئولین دو زائر را به جرم “انجام کارهای خرافی” دستگیر کردند. این دو نفر برای اثبات اینکه حرم های مقدس مشهد و قم در برابر ویروس ایمن هستند، به لیسیدن ضریح پرداخته بودند. در موردی دیگر، یک آخوند متخصص طب اسلامی را فراخواندند که در ویدیوهایی در شبکه های اجتماعی دیده شده بود از بیماران خواسته بود با استشمام عطری که به آنها مالیده بود از کووید-19 نجات یابند. مرد دیگری از کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی خواسته بود برای “بهترین درمان” ویروس کرونا، ادرار شتر بنوشند. این شخص که خود را متخصص طب اسلامی معرفی کرده بود، توسط پلیس تهران به جرم ایجاد اختلال در نظم عمومی و توهین به اسلام در اواخر آوریل بازداشت شد. افزایش نسخه های جعلی برای درمان باعث شد تا وزیر بهداشت، سعید نمکی، هشدار دهد که “شارلاتان های بیسواد و عوامفریب” در لباس طب سنتی و اسلامی سعی در فریب مردم دارند.

دکتر راز سیمت، محقق انستیتوی پژوهشهای امنیت ملی، فارغ التحصیل دانشگاه تل آویو در رشته تاریخ خاورمیانه درباره خود میگوید: «فیزیکی در اسرائیل و مجازی در ایران زندگی میکنم»

این اولین باری نيست که جمهوری اسلامی با فرد یا گروهی که تهدیدی برای انحصار مطلق دین توسط رژیم محسوب می‌شود به مخالفت پرداخته است. به عنوان مثال، رژیم ایران نعمت الله گنابادی– بزرگترین گروه دراویش ایران- که اعتقاد به جدایی دین از سیاست دارد، را سرکوب کرده است. رژیم همواره برای حفظ انحصار معنوی دین اسلام و جایگاه تنها “مفسر رسمی” تلاش کرده است تا بیاناتی چون اسلام عامه و یا اسلام خرافی را محدود سازد. آیت الله صافی گلپایگانی، در سال‌ ٢٠٠۶، اظهار داشت که باید با خرافات مبارزه کرد زیرا نیروهای مبلغ این عقاید در صدد تضعیف پایه و اساس عقل و ایمان هستند.

با این حال، همزمان با این اتفاقات، مقامات ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه ای همچنان به ترویج نظریه های توطئه و خرافات ادامه دادند. علی خامنه ای در سخنرانی نوروزی خود، سال نو ایرانی، به دو گروه دشمن اشاره کرد: انسان ها و ارتش اجنه. دومین گروه موجودات ماورا؛ طبیعی نامرئی با قدرت فوق العاده تخریبی هستند که با دشمنان دیگر (انسان ها) همکاری دارند.

هنوز برای ارزیابی تاثیر ویروس کرونا بر دین و ایمان مردم ایران خیلی زود است. نظر سنجی تازه منتشر شده توسط آژانس نظر سنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان می دهد 47 درصد شرکت کنندگان از افزایش اهمیت خدا و دین پس از شیوع کرونا خبر داده اند، در حالیکه 48.4 درصد اعلام کردند تغییری در این میزان مشاهده نکرده اند. 3.5 درصد باقیمانده پاسخ دادند که جایگاه خدا و دین در زندگی آنها کاهش یافته است. این آمار ها ممکن است تعجب آور نباشد، زیرا بسیاری از ایرانیان در مواقع ناامیدی به دین روی می آورند و آن را محافظ خود در برابر بیماری می‌دانند. دین همچنین حس هویت جمعی را تقویت می کند که در مواقع بحرانی حیاتی است.

درحالی که ممکن است دین نقش پررنگ تری در این دوران بحرانی ایفا کند، موقعیت روحانیت احتمالا بدتر خواهد شد. در دهه‌های اخیر، جامعه ایران سکولاریته بیشتر و افزایش بیزاری بین مردم و روحانیت را تجربه کرده است. سیاسی شدن بیش از حد دین در ایران، عدم موفقیت رژیم در رفع مشکلات فزاینده ی اقتصادی و اجتماعی و فساد گسترده، جذابیت دین را کاهش داده است.

اظهارات روحانيون ایرانی نگرانی روزافزون آنها را از تضعیف موقعیت اجتماعیشان نشان می دهد. در مصاحبه ای در سپتامبر 2018، حجت‌الاسلام ناصر تقویان هشدار داد که روحانیت به تدریج جایگاه خود را در ایران از دست می‌دهد. وی ادعا کرد که روحانیون ایران زمانی پشتیبان شهروندان بودند، شهروندانی که به آنها تکیه می کردند، اعتماد کامل داشتند و حتی در مورد حساس ترین مسائل شخصی با آنها مشورت می‌کردند.اما درگیری روحانیون در امور سیاسی به اعتبار آنها ضربه زده و امروز، بسیاری از مردم حتی دیگر مایل نیستند در خیابان به آنها سلام کنند.

در سر مقاله ای نوشته مهراب صادق نیا، مدرس حوزه ی علميه قم، به افزایش خصومت مردم نسبت به روحانیون اشاره شده است. صادق نیا نوشت که معمولا از حضور در لباس سنتی روحانی خودداری می کند تا از واکنش خصمانه مردم در خیابان جلوگیری کند.او گزارش داد که یکبار وقتی با لباس روحانیت از مترو تهران استفاده کرد، با خصومت مردم روبرو شد که به او چپ چپ نگاه کرده و در برخی موارد او را با اظهارات توهین آمیز خطاب کردند.

یکی دیگر از نشانه های تضعیف جایگاه روحانیت، افزایش نفوذ عمومی مداحان ایرانی در سال‌ های اخیر است. مداحان به عموم مردم نزدیکتر هستند، از نگرانی ها و سختی های جامعه آگاهی بیشتری دارند، همچنین به دلیل مهارت های بلاغی که دارند، در بسیج عموم مردم نیز مهارت بیشتری دارند. رضا تاران، دانشجوی الهیات در یک حوزه علمیه در قم، محبوبیت روزافزون مداحان را به شکاف فزاینده بین نهاد مذهبی ایران و شهروندان این کشور نسبت داده است. در گذشته روحانیون بطور منظم روابط خوبی با شهروندان برقرار می کردند و عموم مردم به آنها به عنوان منبع اصلی اقتدار نگاه می کردند و از نظر مالی از آنها حمایت می کردند. امروزه بیشتر روحانیون با اجرای نماز جمعه هفتگی در مسجدی بسنده کرده و تقریباً از هرگونه تماس با مردم پرهیز می کنند که این امر تأثیر منفی بر جایگاه عمومی آنها می گذارد. در این شرایط، مداحان در حال جایگزین کردن خود در نقش روحانیون به عنوان نمایندگان مردم هستند.

ممکن است که ویروس کرونا، در کوتاه مدت، اعتقادات مذهبی را در میان ایرانیان تقویت کند. با این حساب، احتمالاً مقامات ایرانی تلاش خود را برای حفظ تصویر مثبت از اسلام سازگار با عقل و علم ادامه می دهند. با این وجود، بسیار بعید است که این تلاش ها بتواند چهره روحانیون ایرانی را که در چهار دهه گذشته در قدرت بوده اند، بهبود ببخشد. چهل و یک سال پس از انقلاب اسلامی، اعتماد مردم به نهاد مذهبی، که توسط بسیاری از ایرانیان به عنوان مسئول مشکلات آنها تلقی می شود، از بین رفته است. در حالی که روحانیون هنوز از نفوذ سیاسی چشمگیری برخوردار هستند، به نظر می رسد موقعیت اجتماعی آنها رو به زوال است.


ترجمه مقاله منتشر شده در آتلانتیک کانسیل نوشته دکتر راز سیمت

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here