پنج‌شنبه, اکتبر 29, 2020

رشد جهان دهکده ها در دهکده ی جهانی

مطالب مرتبط

ویروس کرونا حقایق بسیاری را فاش کرد. در مقیاسی فراملی این ویروس ضعفی ساختاری را که در درون فرایند جهانی شدن پنهان بود از عمق به سطح آورد و تحولی عمیق در نگرش جامعه نسبت به فرایند جهانی شدن ایجاد کرد

از مردم کشوری که سالهای متمادی بالاترین نرخ مازاد تجاری (۱) در جهان را از آن خود کرده است این انتظار می رود که رویکردی مثبت نسبت به فرایندی داشته باشند که از عاملان اصلی شکوفایی و رشد اقتصادی کشورشان در چند دهه اخیر بوده است. صحبت از فرایند جهانی شدن (۲) در آلمان است.

با ۸۰٪ نرخ صادرات در صنایع ماشین سازی و ۶۵٪ در خودروسازی، آلمان حضور چشمگیری در صحنه اقتصاد جهانی دارد و این حضور تنها به صنایع نامبرده منحصر نمی شود. بازیگران اصلی این حضور اقتصادی شرکتهای کوچک و متوسط آلمانی هستند که موفق به ایجاد یک شبکه تجاری بسیار کارآمد در دور تا دور این کره خاکی شده اند

نرخ صادرات در صنعت ماشین سازی آلمان بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹

پیدایش این شبکه جهانی به تقریبا ۳۰ سال پیش بازمیگردد. سرپرست «انستیتو پژوهشهای اقتصادی آلمان»، پروفسور مارسل فراچر (۳)، در این باره توضیح میدهد: «به مدتی طولانی پس از فروریختن دیوار آهنین در اواخر دهه هشتاد میلادی ما شاهد دنیایی بودیم چندجانبه گرا. دنیایی که همه در آن در پی راه حلهای جهانی بودند. نهادهای جهانی مانند سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول و یا بانک جهانی همه در این دوره قدرتمند شدند. دلیلش هم درک این مسئله بود که همکاری تنگاتنگ و رسیدن به راه حلهای مشترک به نفع همه ما خواهد بود. این روند در دهه گذشته تغییر مسیر داد، بسوی بدتر شدن اوضاع.» شبکه های کارآمد جهانی جای خود را به تدریج به سیاستهای حمایت گرایانه میدهند، شبیه آنچه که طی سالهای اخیر در ایالات متحده و بریتانیا شاهدش هستیم. فراسوی این روند تدریجی فرسایش، با بروز بحران کرونا، آسیب پذیری و زیانهای این شبکه کارآمد جهانی نیز به یکباره در برابر چشمان جهانیان به شکل انکارناپذیری پدیدار شدند.

«تقریبا تمام این لوازم بهداشتی در چین تولید میشوند» توماس بردهورن، مسئول لجیستیک لوازم بهداشتی در انستیتو فرانهوفر

فرایند جهانی شدن طی سالها این امکان را بوجود آورده بود که تولیدکنندگان و شرکتها، کارخانجات و مراحل تولیدی خود را به کشورها و مناطقی انتقال دهند که بهترین و به صرفه ترین شرایط کار و تولید را عرضه میکردند. نوعی تقسیم کار جهانی شکل گرفته بود. در این تقسیم کار فعالان اقتصادی به نحوه ای رقابتی بدنبال بیشترین بهره برداری از نقاط قوت خود بودند. همین بهره برداری حداکثری از ساختارهای گلوبال نیز باعث ایجاد پدیده ای در سیستم اقتصاد جهانی شد که در علوم رایانه به آن اصطلاحا اشکال نرم افزاری یا «باگ» میگویند. وقتی یک دارو و یا هر کالای مورد نیاز دیگر فقط توسط یک یا چند شرکت بزرگ در فقط یک کشور بخصوص تولید شوند، آنگاه شکل خطرناک و شدیدا وابسته ای از تجارت بوجود آمده است که در شرایط غیرقابل پیش بینی توان ضربه وارد کردن به سیستم و حتی از کار انداختن آن را دارد. در بحران کرونا این باگ به عنوان مثال در مورد ماسکهای تنفسی و ضدعفونی کننده ها به خوبی نمایان شد.

پروفسور گابریل فلبرمایر اقتصاددان ارشد و سرپرست «انستیتو اقتصادجهانی» در شهر کیل آلمان (۴) بحران اقتصادی ناشی از شیوع کرونا را با بحران مالی «لیمن برادرز» در سال ۲۰۰۸ مقایسه میکند. به عقیده او اوج شکوفایی فرایند جهانی شدن بین سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۸ میلادی بوده است، دورانی که او دوران «بیش جهانی شدن» با هایپرگلوبالایزیشن (۵) مینامد: «حجم معاملات تجاری، جابجایی سرمایه، خدمات اقتصادی و قابلیت تحرک انسانها در آن دوره رشدی بیش از رشد کل اقتصاد را داشتند. رشدی که با ورشکستگی «لیمن برادرز» متوقف شد و از ۲۰۰۸ به این سو کاهشی تدریجی را نشان داده است.»

اورزولا فون دلاین، رئیس کمیسیون اروپا، از «جهانی شدن محتاطانه» اینگونه میگوید: «دیگر نمیتوان در مورد زنجیره تامین کالاهای ضروری برای تولید تنها ملاحظات اقتصادی را در نظر داشت.»

فاصله گذاری اجتماعی یکی از واکنشهایی بود که تمام کشورها در مقابله با شیوع ویروس کرونا از خود نشان دادند. این فاصله گذاری اما تنها محدود به زندگی اجتماعی نشد. در سطح اقتصادی نیز شاهد همین فاصله گذاری در روابط تجاری بین الملل هستیم. ویروس کرونا اختلالی گسترده در زنجیره ارسال کالا و لجیستیک که شاهرگ حیاتی تمام تولیدکنندگان و کارخانجات محسوب میشود ایجاد کرده است. صنایع آلمان تقریبا «شبانه» شروع به ایجاد تغییر در مسیرهای لجیستیک و زنجیره تامین کنندگان مواد اولیه خود کردند.

هر یک از ۴ شغل در آلمان وابسته به صادرات است. همین امر نیز مدتها دلیل اصلی حمایت اکثر مردم آلمان از پدیده جهانی شدن بوده است. ویروس کرونا به یکباره شکافی عمیق در این حمایت حداکثری بوجود آورده است. در نظرسنجی که به سفارش رسانه آلمانی اشپیگل توسط «انستیتو نظرسنجی سیوی» به طور مستمر طی سالهای گذشته در این خصوص انجام گرفته است تنها ۳۸،۳ درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی به «روند جهانی شدن» به عنوان یک فرصت نگاه میکنند. برای ۵۷،۷٪ از آنها این روند یک ریسک محسوب میشود.  در ماه می سال ۲۰۱۷ به عنوان قیاس این نسبت به گونه ای دیگر بود: ۶۳،۵٪ برایشان جهانی شدن یک فرصت و شانس بود و تنها ۳۸،۸٪ معتقد بودند که جهانی شدن فرایندی مخاطره آمیز و پر ریسک است.

پرسشی که در این نظرسنجی مطرح شده این است: «جهانی شدن برای شما چیست؟ فرصت یا ریسک؟»

هرچند کووید ۱۹ باعث زیرورو شدن این نسبت شده است، اما نمودارها نماینگر این حقیقتند که گلوبالیستها یا حامیان روند جهانی شدن در آلمان دیگر در اکثریت نیستند. نکته جالب توجه دیگر که از این نظرسنجیها قابل استخراج است این است که این تغییر رویکرد عمدتا در میان حامیان احزاب میانه رو رخ داده است. حامیان احزاب راست افراطی و چپ افراطی هر دو به طور نسبتا مستمر و ثابت در طی سالهای گذشته رویکردی منفی نسبت به پدیده جهانی شدن داشته اند. حال آنکه حامیان احزاب میانه رو، یعنی احزابی که هم اکنون دولت ائتلافی را تشکیل میدهند، بیشترین تحول در رویکرد را نشان میدهند.

این تقسیم بندی سیاسی در رویکرد عمومی نسبت به فرایند جهانی شدن یک جنبه اجتماعی دیگر نیز دارد: دیگر اکثریت قشر تحصیلکرده جامعه، حامی فرایند جهانی شدن نیست. از نتایج این نظرسنجی میتوان پی برد که تحولی عمیق در طرز فکر قویترین و وسیعترین قشر جامعه آلمان، یعنی قشر متوسط، نسبت به مقوله ی جهانی شدن اتفاق افتاده است.

پروفسور گابریل فلبرمایر میگوید: افول روند جهانی شدن ربطی به دونالد ترامپ ندارد بلکه حاصل یک تغییر رویکرد اساسی و جابجایی مواضع بازیگران اقتصادی در چشم انداز اقتصاد جهانی است»

«اگر همه دنیا بر اساس همین منطق خودکفایی و استقلال اقتصادی که اکنون در آلمان نیز رایج شده است بخواهد عمل کند، آلمان بزرگترین بازنده این بازی خواهد بود.» این پیشبینی پروفسور فلبرمایر است. چرا که به باور او آلمانها با این کار در میان مدت تیشه به ریشه خود خواهند زد. او میان این روند فرسایشی و آنچه در بریتانیا تحت عنوان برگزیت رخ داد رابطه ای مستقیم میبیند و هشدار میدهد: «سالها به مردم انگلیس خوراندند که هر چه بدی و شر در جامعه وجود دارد از بروکسل می آید. تا اینکه بالاخره یک روز حامیان اروپا در اقلیت قرار گرفتند. گفتمان فرایند جهانی شدن در آلمان نیز بسیار شبیه همان گفتمان در بریتانیاست. گفتمانی که با کلی گویی و استدلاهایی بسیار مخدوش به پیش میرود.»

در مقیاسی فراملی ویروس کرونا ضعفی ساختاری را که در درون فرایند جهانی شدن پنهان بود از عمق به سطح آورد. سیستمی که بر اساس منفعت جمعی «جهانی» شد و بیشترین بهره را نصیب کشورهای صنعتی و پیشرفته کرد ویروسی کشنده را جهانی کرد که در مواجهه با آن تمام نهادهای بین المللی به یکباره فلج و یا ناکارآمد شدند. کشورها در لاک ملی خود باز فرورفتند. مرزها بسته شد. زنجیره ارسال کالاهای ضروری برای تولید پاره شد. سازمانهای فراملی همچون سازمان بهداشت جهانی در برابر سیستمهای فاسد، اقتدارگرا و غیر دمکراتیک مانند چین و یا رژیم اسلامی حاکم بر ایران تبدیل به بازیچه های سیاسی شدند و اکنون نیز مورد هدف سنگینترین اتهامات از سوی کشورهای آسیب دیده از کرونا قرار گرفته اند. اتحادیه اروپا حتی توان وضع قرنطینه در کشورهای عضو اتحادیه را هم نداشت.

کرونا حقیقتی دیگر را هم فاش کرد:

چیزی به اسم جامعه جهانی هرگز وجود نداشته است. اینکه یک تکثر تبدیل به یک جامعه شده است یا خیر، تنها در رویارویی با آسیبها و تهدیدات مشخص میشود. خانواده، به عنوان سلول کوچک اجتماعی، اگر به محض پیدایش تهدیدی خارجی متلاشی شود، دیگر خانواده نیست. یک «واحد منافع متقابل» است.


(۱). آلمان برای چهارمین سال متمادی در سال ۲۰۱۹ بالاترین مازاد تجاری را در جهان داشت که برابر با ۲۹۳ میلیارد دلار بود. ژاپن با ۱۹۴ و چین با ۱۸۳ میلیارد دلار به ترتیب در مقامهای دوم و سوم جهان بودند.
(۲). Globalization
(۳). Prof. Marcel Fratzscher, president of DIW (Deutsches Institut für Wirtschaftsforschung) in Berlin
(۴). Prof. Gabriel Felbermayr, President of IfW (Instituts für Weltwirtschaft) in Kiel
(۵). Hyperglobalisierung
Cover: Tom Barrett

تازه ترین مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here