همانگونه که طی این سالیان غم بار بارها شنیده یا در مطبوعات خوانده اید در برهه های مختلف تاریخ جمهوری اسلامی ایران، این حکومت همواره  متهم به تجاوز جنسی گسترده به زندانیان سیاسی شده است که همه ما می دانیم این ادعا اساس و پایه محکمی هم دارد.

شروع این داستان تهوع آور کشنده برمی گردد به زمان اعدام زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، همان دوره ای که اشخاصی همچون حسینعلی منتظری که در آن زمان قائم مقام رهبر بود طی نامه‌ای به تجاوز به زندانیان دختر اعتراض می‌کند که این خود گواه صحت ماجراست. بعدتر در جریان اتفاقات بعد از اعتراضات ۸۸ در آنچه به نام «پرونده وبلاگ نویسان» شهرت دارد، متهمان پرونده از «تهدید شدن به تجاوز» در زمان بازداشت، خبر دادند که با واکنش های متعدی از طرف مسئولین رده های مختلف نظام مواجه و مهدی کروبی در نامه ای خواستار رسیدگی به این موضوع شد. اما عملا اقدامی در اینباره صورت نگرفت.

در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی توسط پلیس، افرادی که در این خصوص در بازداشتگاه کهریزک حبس شدند از تجاوز، برهنه کردن عورت و ادرار بر روی زندانیان سخن گفتند و گزارشهایی از شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان اعتراضات به دهمین انتخابات ریاست جمهوری نیز، مطرح شد.

هرچند جمهوری اسلامی آزار های جنسی در زندان هایش را ادعاهایی پوچ عنوان می کند اما موارد بسیاری در اثبات این آزارها مطرح شده و مدارک متعددی وجود دارد که مبین واقعی بودن این ادعاهاست. یکی از این موارد مربوط به پرونده زهرا کاظمی عکاس و خبرنگار ایرانی/کانادایی است که در جریان اعتراضات خیابانی ایران دستگیر و زیر شکنجه های متعدد در زندان جان باخت. شهرام اعظم، پزشک سابق و کارمند وزارت دفاع ایران که مدتی بعد مهاجرت کرد پس از معاینه بدن زهرا کاظمی، تایید کرد که علائم ضرب و شتم شدید، شکنجه و تجاوز جنسی، شکستگی جمجمه و بینی، له‌شدگی انگشتان پا، شکستگی انگشتهای میانی و کوچک دست راست و انگشت میانی دست چپ، کنده شدن ناخن‌های انگشتهای شصت و اشاره دست، صدمات در ناحیه ریه و دنده، کبودی شدید ناحیه شکم، اندام تناسلی و پاها از تجاوزات وحشیانه جنسی و شلاق خوردن در زمان‌های مکرر حکایت دارد و نشان می‌دهد که او هنگام تحمل حبس و در اثر شکنجه و آزار جنسی به قتل رسیده.

از دیگر موارد اینگونه عملکرد جمهوری اسلامی می توانیم به رفتار بازجوها در جریان بازجویی های همسر سعید امامی یکی از عوامل خود جمهوری اسلامی که در جریان رسیدگی به پرونده قتل های زنجیره ای، حذف شد اشاره کنیم که فیلم های بازجویهایش به وفور در فضای مجازی دست به دست میشد. همانگونه که سازمان گزارشگران بدون مرز هم تایید می کند آزار جنسی بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی از ابتدای قدرت گرفتن جمهوری اسلامی جزو لاینفک بازجویی های امنیتی و اطلاعاتی است که با نامه مهدی کروبی به مرحله خبری رسید.

یک سازمان غیردولتی علیه آپارتاید جنسیتی به نام عاج نیز ، در گزارشی از درون زندان زنان بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲-الف زندان اوین، از این بخشها به عنوان بندهایی خطرناک برای زنان نام برده‌است که در آن زنان و دختران متهم سیاسی و امنیتی همواره و طبق رویه همیشگی مورد تهدید به تجاوز جنسی قرار می گیرند؛ این سازمان در گزارش خود تاکید می کند که بازسازی صحنه تجاوز برای زنان متهم در این بندهای امنیتی، که خارج از نظارت زندان اوین و قوانین قرار دارد، همچون بازسازی صحنه اعدام برای مردان مرسوم است و دست زدن به اندام زنان و دختران و تعریف بیمارگونه جزء به جزء از همه اندام آن‌ها رویه همیشگی بندهای امنیتی است. در این گزارش این سازمان به مواردی از تخلف جنسی یا قاچاق و تجاوز یا سوء استفاده از زنان زندانی در بند زنان زندان توسط رؤسای سابق زندان رجایی شهر و بند ۳۵۰ اوین هم اشاره می کند. البته به زندانیان عادی زن و قرار گرفتن آنها در موقعیت تجاوز نیز اشاراتی شده است:

“زندانیانی که به مرخصی، پول و مواد مخدر و حتی به مکانی برای زندگی نیازمندند و جرم برخی از آن‌ها روسپی گری و استعمال مواد مخدر بوده‌است چاره‌ای به جز تن دادن به این شرایط و ارتباطات ندارند.”

دامنه این تهدیدهای جنسی تا جایی پیش می رود که در زندان ها برای اعترافات اجباری، زندانی سیاسی به گفته برخی افراد آگاه با تجاوز به همسر و فرزندانش تهدید میشود.

زنان زندانی سیاسی همانطور که در گزارش ها و اخبار گوناگون عنوان شده حتی در مرحله بازرسی بدنی هم مورد هتک حرمت جنسی قرار می گیرند همچنان که دویچه وله در گزارشی مربوط به سال ۲۰۱۲ درباره ۸ زن زندانی سیاسی صحبت می کند که زندانبانان از آنها خواسته اند اندام جنسی خود را در معرض دید آنها قرار دهند.

شاهد علوی نیز در یکی از آخرین گزارش های خود درباره اعتراضات سال ۹۸ به موارد مختلفی از هتک حرمت زنان و آزار جنسی بازداشت شدگان اشاره می کند و از یکی از چندین موارد اخیر آزار جنسی مربوط به یکی از معترضین ایرانی می گوید که عفو بین الملل هم در گزارش دی ماه خود به آن اشاره می کند:

” یکی از زنان معترض که در خیابان توسط مامورین امینتی بازداشت می شود بعد از انتقال به یکی از کلانتری ها هنگام بازداشت توسط مامور مربوطه مجبور به رابطه دهانی شده و فرد مورد نظر بارها سعی می کند به او تجاوز کند.”

زن دیگری که در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ در جنوب کشور بازداشت شده درباره تهدید به تجاوز از طرف مامور امنیتی توسط داعشی ها می گوید که باعث شده در ساعت ها انتظار بی وقفه او را دچار ترس و آسیب روحی شدید کند.

از موارد دیگر که اخیرا درباره آن صحبت های زیادی شده است هم می توان به آزار جنسی عنوان شده درباره نیلوفر بیانی وسپیده کاشانی فعالین محیط زیست یاد کرد همچنان که نیلوفر بیانی در ۲۶ دی ۱۳۹۷ در نامه‌ای به رئیس بند ۲ الف بازداشتگاه سپاه در اوین، بخشی از رفتارهای مأموران را چنین توصیف کرده‌است:

«تکرار مکرر کثیف‌ترین توهین‌های جنسی که در بازجویی‌های طولانی با حضور تیم بزرگی از بازجوها با جزییات چندش‌آور تخیلی مطرح می‌کردند، و درخواست (مجبور کردن) از من که تصورات جنسی آنها را تکمیل کنم.» یا آنچنان که در بخشی از متن آخرین دفاع خود در شهریور ۱۳۹۸، با اشاره به هراس دائمی خود از امکان عملی شدن تهدیدهای جنسی سربازجوی پرونده می گوید: «ویدیوها گواهند که بازجوی اصلی با اسم مستعار حمید رضایی، که هنوز نام او رعشه بر تن من می‌آورد، چه رفتاری با من داشته‌است. به دلیل رفتارهای بی شرمانه اش هربار که بازجویی‌ها به درازا می‌کشید و تا بعد از تاریکی ادامه داشت وحشت از تعرض جدی وجودم را می‌لرزاند. ترس من در مورد این‌که اگر هرآنچه می‌خواست ننویسم دست به تعرض و خشونت جنسی بزند را تشدید می‌کرد. حضور توجیه نشده و  غیرمنتظره او در مکان‌هایی مثل راهرو تاریک و حیاط بازداشتگاه و رفتار چندش‌آورش باعث می‌شد در هیچ‌جا احساس امنیت نکنم و اضطراب غیرقابل تحمل من به این دلیل هیچ وقت قطع نمی‌شد.»

این افشاگری های نیلوفر بیانی که بارها از طرف مسئولین جمهوری اسلامی رد شد نه تنها به آن رسیدگی نشد بلکه دست آویزی قرار گرفت برای آزار بیشتر این فعال محیط زیست!

آنچه مشخص است آزار جنسی در زندان های ایران قدمتی به اندازه عمر جمهوری اسلامی دارد و هرچند تنها مختص زنان نیست اما زنان زندانی آزار جنسی را از نوعی متفاوت و در سطح روانی عمیقی تری تجربه می کنند، آنچنان که آثار این زخم های روحی هرگز درمان نشده و تا پایان عمر با آنها باقی خواهد ماند.


Photo: Denis Oliveira

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here