پنج‌شنبه, اکتبر 29, 2020

سال بد، سال درد، سال ریشه های در خاک مانده

سالها پیش شاملو نوشته بود:

سالِ روزهای دراز و استقامت‌های کم
سالی که غرور گدایی کرد.
سالِ پست
سالِ درد
سالِ عزا
سالِ اشکِ پوری
سالِ خونِ مرتضا
سالِ کبیسه…

شاملو آبان ٩٨ را هیچ گاه ندید، آن زمان که دست های ما زیر آوار ستم ماند و قلبمان تکه تکه شد. من از چه بگویم؟ از ١۵٠٠ نفری که رفتند اما نامشان هیچ کجای دنیا را نگرفت نکرد تا روی نانجیب قاتلان شان سیاه شود. من از چه بگویم؟

از امیر حسین، سعید و محمد… که امروز در سلول های خاکستری مرگ‌خواران، به انتظار رهایی نشسته اند؟ من از چه بگویم که این کوردلان روحم را شمع‌آجین کرده‌اند و نفسم را بریده اند.

هم‌دلان، جستجوگران راه آزادی، هم‌ریشه های اميرحسین و سعید و محمد.. بیایید تا پاهایمان را از خاک در بیاوریم و دست های خسته‌مان را به هم دهیم و رنگ تباهی به روی مرگ‌خواران بپاشیم. که من و شما چراغ های روشنیم در این ظلمت بی پایان…

بیشتر از همین نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

مطالب مرتبط

آخرین مطالب

قتل مهرداد سپهری و ماشین تولید توجیه

انگار در پس این اقدامات انسانی وجود ندارد و یک ماشین بی‌رحم و روح، هربار که جنایتی رخ می‌دهد یکی از کلیدهایش فشرده و یک سری از واکنشها را موجب می‌شود

چشم براه، سپهری… اینک آبان!

هنوز خون از صورت بهاره چشم‌براه در خاطرمان از آبادان بند نیامده که مهرداد سپهری را پلیس در خیابانهای مشهد به میله‌ای می‌بندد و خفه می‌کند

دختر آبادانی و سیستم جهان‌نژادیان

آنچه بر سر دختر آبادانی آمد حاکی از این حقیقت تلخ است که قربانی تجاوز، یک بار توسط فرد متجاوز و یک بار توسط سیستمی که حامی متجاوز است مورد تعرض قرار می‌گیرد.