5.7 C
Tehran
شنبه, دسامبر 3, 2022

اسرا پناهی− شوک شاهد به نظام

«مدیر: فراخوان عمومی بود و دستور داده شده بود...

اعتراضات به قتل مهسا امینی− از مسجد و مدرسه تا آمبولانس، همه در خدمت سرکوب

مسجد: محلی برای به زانو افتادن مسلمان؛ عبادت‌گاه.ولی نه...

فراخوان سازمان عفو بین الملل برای اقدام فوری علیه حکم اعدام سه بازداشتی اعتراضات آبان ۹۸

یکی از بازپرسان پلیس امنیت جوری بر روی سینه‌ او ایستاده است که دنده های او آسیب دیده. وی پس از انتقال به اوین ۱۳ بار توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته و با وعده‌ی تحت درمان قرار گرفتن مجبور به نوشتن اعترافات اجباری شده است

امیر حسین مرادی را که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ بازداشت کردند، آن دو هم دیگر احساس امنیت نداشتند. سعید تمجیدی و محمد رجبی تصمیم می گیرند کشور را ترک کنند و به ترکیه بروند. خودشان را به آنتالیا رساندند. در ترکیه اما پلیس در اقدامی خلاف قوانین کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان ژنو آنها را بازداشت و به ایران دیپورت میکند. نیروی انتظامی حکومت اسلامی که انگار پلیس ترکیه از پیش هماهنگیهای لازم را با آن انجام داده بود در آنسوی مرز منتظر بود. آنها را در همان لحظه ورود به خاک ایران بازداشت میکنند.

این اطلاعات را یکی از آشنایان سعید تمجیدی در اختیار فعال حقوق بشر، شیما بابایی قرار داده است. خانم بابایی از قول وی در توییتر نوشته است: 

«سعید معترض بود اما این اتهام‌هایی که به او نسبت میدهند دروغ محض است. هرگز نمیتوانم باور کنم آن شور زندگی را به بند کشیده باشند و بخواهند جانش را بگیرند. خانواده‌اش به شدت وحشت زده‌اند و نمیدانند باید با این مصیبت چه‌کار کنند. جواب اعتراض یک جوان با دست خالی باید مرگ باشد؟ خوشحال بودیم در اعتراضات خیابانی گلوله نخورده حالا حکم مرگش را داده‌اند دست خانواده و میگویند صدایتان در نیاید.»

سعید تمجیدی، محمد رجبی و امیرحسین مرادی را طی دو جلسه دادگاه در تاریخ پنجم و ششم بهمن ماه درشعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم کردند. این سه نفر علاوه بر اعدام محکوم به تحمل مجموعا ۳۸سال حبس و ۲۲۲ ضربه شلاق نیز شدند.

سازمان عفو بین الملل با توجه به خطر اعدام این سه شهروند معترض امروز فراخوانی به اقدام فوری منتشر کرد:

امیر حسین مرادی در دفتر بازپرسی، امین ناصری که یکی از مسئولین دادسرای اوین است با شوکر شکنجه شده و برای اعترافات اجباری تهدید به ماندن در سلول انفرادی شده است. همچنین یکی از بازپرسان پلیس امنیت جوری بر روی سینه‌ او ایستاده است که دنده های او آسیب دیده. وی پس از انتقال به اوین ۱۳ بار توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته و با وعده‌ی تحت درمان قرار گرفتن مجبور به نوشتن اعترافات اجباری شده است. هر سه این شهروندان معترض، توسط ماموران پلیس امنیت گیشا تحت ضرب و شتم شدید جهت اقرار و اعتراف اجباری علیه خود قرار گرفته اند.

سحر
سحر
اگر امروز نتوانم موی خود را محکم بگیرم و خویش را از این باتلاق بیرون بکشم، بی تردید هم خودم و هم اسبی که سوار بر آن در راهم، هر دو غرق خواهیم شد.

دستچین

در اتاق انتظار تاریخ ـ تشیع

آدینه نیک است امروز و یک روز از نیمه شعبان گذشته است امسال. باز مثل هر سال کمدی «هیاهوی بسیار برای هیچ» همه جا...

اعتراف و انضباط

۳ تولید ویدیویی از "اعترافات" زنان بازداشت شده در ظرف ۴ روز توسط رسانه‌های رژیم منتشر می‌شوند: ۵ مرداد- ویدیوی حلالیت‌طلبی منتسب به یکی از...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

مطالب مرتبط

ترجمه ها