دوشنبه, مارس 1, 2021
Sahar
سحر
اگر امروز نتوانم موی خود را محکم بگیرم و خویش را از این باتلاق بیرون بکشم، بی تردید هم خودم و هم اسبی که سوار بر آن در راهم، هر دو غرق خواهیم شد.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

دژخیمی دیدیم
که بر ضجه‌های قربانی خویش لبخند می‌زد،
جشنی
که چاشنی و عطرش از خون پدید آمده بود*

روح الله زم صبح روز شنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۹۹ در زندان رجایی شهر کرج به دار آویخته شد. او تا روز پنجشنبه بیستم آذرماه در بازداشتگاه ۱ الف سپاه در تهران محبوس بود. پنجشنبه او را از ۱ الف سپاه به بند ۸ رجایی شهر منتقل کردند. ۱ روز بعد، جمعه ۲۱ آذر، دوباره او را به تهران بردند، به اوین، جایی که خانواده‌اش برای آخرین بار او را ملاقات کرد. پس از این واپسین دیدار، زم را دوباره به بند سپاه پاسداران، بند ۸ رجایی شهر بازگرداند، جایی که او صبح روز شنبه به دار آویخته شد.

بر اساس گزارش خبرگزاری هرانا روح الله زم از زمان انتقالش به رجایی شهر در اعتصاب غذای خشک بسرمی‌برده. او را در اعتصاب حلق‌آویز کردند. پای چوبه‌ی دار چهره‌های اطلاعاتی نظام حاضر بوده‌اند.

رئوف، بازجویی که از طریق تصویرش توسط کاربران در شبکه‌های اجتماعی شناسایی شد، در قتلگاه حضور داشته.

همینطور امین وزیری، نماینده دادستان و دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی.

در گزارش هرانا آمده که پیکر زم حدود ۲۰ دقیقه بر دار آویخته مانده. برای پایین آوردنش منتظر بودند که برخی از مقامات انتظامی و امنیتی «از جمله رئیس نیروی انتظامی کرج» که تأخیر داشتند، در سوله اعدام حاضر شوند.

زم بلافاصله پس از اعدام به خاک سپرده شد.

خبر اعدام زم را قوه قضائیه دیروز صبح منتشر نمود. همین قوه اما بیش از ۳ ماه خبر تائید حکم اعدام او را مخفی نگه داشت. نهادهای اطلاعاتی از انتقالش به بند عمومی جلوگیری کرده بودند و زم پس از حکم دادگاه انقلاب و حتی پس از تائید رای دادگاه در دیوان عالی، ۳ ماه در وضعیت انفرادی در اختیار اطلاعات سپاه نگهداری شد.

محمدعلی زم، پدر روح الله، در صفحه اینستاگرام خود از آخرین ملاقاتش با پسرش در اوین تعریف می‌کند. می‌گوید که مسئول پرونده از او و خانواده‌اش خواسته بود که چیزی از تائید حکم اعدام به روح الله نگویند.

روح الله زم، جمعه شب ۲۱ آذر، هنگامی که به خواب رفت، هیچ خبر نداشت که این آخرین شب زندگیش خواهد بود.

صبح او را بیدار کردند و به دار آویختند.

درست مثل نوید افکاری.


*Les fleurs du mal, Charles Baudelaire

پای چوبه‌ی دار زم گرد هم آمدند