جمعه, نوامبر 27, 2020

پرونده‌سازی علیه فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی، سهیلا حجاب

پروژه پرونده سازی و طرح اتهامات واهی از سوی اطلاعات سپاه و رسانه‌های وابسته به آن علیه سهیلا حجاب بیدسرخی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر کلید خورد

سی سال دارد، دهه شصتی‌ای که نسل سوخته می‌خوانندش، جنگ ایران و عراق را ندیده، اما چنان اضطراب و ویرانی مردمش را حس کرده که خودِ مبارزه هم توان شکستن او را ندارد. محرومیت‌های زادگاهش از او زنی ساخته که این روزها مردان بزرگ هم به احترامش کلاه از سر برمی‌دارند! اولین بار دیماه ۹۷ در شیراز بازداشت و به ۲ سال حبس محکوم شد. هرچند پس از تحمل ۵ ماه حبس در زندان عادل آباد شیراز، با اعمال عفو از زندان آزاد شد، اما ۱۰ روز پس از آزادی مجدداً توسط نیروهای اطلاعات سپاه، تحت عنوان هواداری از یکی از سازمان‌های مخالف نظام بازداشت شد. ولی کیست که نداند، بر پیشانی معترضان ایرانی، منتقدان حکومت و مخالفین رژیم، یا برچسب هواداری و همکاری با سازمان های مخالف رژیم می خورد یا جاسوس و خرابکار و اغتشاشگر! بعدتر او را خردادماه ۹۸ نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل کردند. مدتی پس از بازداشت، به یکی از خانه‌های امن اطلاعات سپاه منتقل و مدتی بعد مجدداً به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد. نهایتا ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. ۲۸ اسفند ۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه بابت اتهاماتی از قبیل “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذهان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد که ۵سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا بود. او حالا دیگر به مخالفی تبدیل شده بود که هیچ چیز نمی توانست متوقفش کند، حتی بازداشت، شکنجه و زندان.

خرداد ۱۳۹۹، پس از پایان جلسه دادگاه و اعلام اینکه حکم او عینا تایید شده، بیرون ساختمان دادگستری، توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بازجوی سابقش او را با موهایش روی آسفالت خیابان کشید، سوار ماشین کرد و به پرونده سازی جدید تهدید کرد. سهیلا حجاب که برای هواداری از زندانی همبند خود رنج دست و پای شکسته و زخمی اش را به جان می خرد، همان زن جوان موقر و زیبایی است که پیش از این هم استخوان‌هایش زیربار رنج مردمش، ویرانی ایران و ظلم یغماگران بارها خرد شده است. حالا جمهوری اسلامی می‌داند با نیروی خستگی ناپذیری طرف است که هرگز تسلیم نخواهد شد؛ نه شکنجه، نه زندان و نه تهدید، هیچکدام او را متوقف نمی‌کند. اکنون بنابر رفتاری که جمهوری اسلامی طی ۴۱ سال با مخالفین خود داشته نوبتی هم باشد، زمان پرونده سازی، تهدید به حذف فیزیکی و تحت فشار گذاشتن او از طریق خانواده‌اش رسیده. برادر سهیلا را به جرم برادر بودن بازداشت می‌کنند، کارت تلفن سهیلا را از او گرفته‌اند و با دست و پای زخمی در اتاق زندانیانی که کارهای زندان را انجام می‌دهند(اتاق رای کارها) رهایش کرده‌اند. او را تهدید به حذف فیزیکی کرده‌اند، اما او همچنان فریاد می‌زند، صدایش را و نوشته‌هایش را به بیرون زندان می‌رساند و به فرزندان شیطان مجال خدعه نمی‌دهد:

بنام دادگر راستین

با درود بر وجدان های بیدار. اینجانب سهیلا حجاب بیدسرخی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، از توابع استان کرمانشاه که توسط بازجوی پرونده به صورت غیرقانونی به زندان قرچک ورامین منتقل شدم، پرسشی دارم از قوه قضائیه، که اگر وجدان بیداری در این دادگستری بیدادگر وجود دارد، امیدوارم پاسخی داشته باشد. چرا برای یک پرونده کذب و غیرقانونی چندین بار دیگر پرونده سازی و چندین بار دیگر قرار وثیقه صادر می شود؟ چندین بار برای یک پرونده کذب، که می گویند تبلیغ علیه نظام، قرار وثیقه صادر شده و حکم هم صادر گردیده و باز هم همان پرونده را باز نمودند و مجددا قرار وثیقه ۲ میلیاردی صادر گردیده است؟ برای دادگاه تجدید نظر به تهران احضار شدم. پس از خروج از دادگاه تجدید نظر، در خیابان توسط اطلاعات سپاه بازداشت و به وحشیانه‌ترین روش در انظار عمومی مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و مرا به زندان قرچک ورامین منتقل کردند. پرونده‌ای کذب و برخلاف واقعیت که ساخته توهمات ذهنی بازجوی پرونده می‌باشد، بازجویی که مامور اطلاعات سپاه است و خود را جای قاضی قوه قضائیه می‌گذارد و بدون دلیل و مدرک و هیچ گونه توجیح قانونی مرا مورد آزار روحی و روانی قرار داده و به یک وکیل دادگستری هتک حرمت نموده، این بازجوی غیرقانونی در این پرونده کاری شبیه به آدم ربایی را انجام داده و خود را همه کاره مملکت می‌داند و فقط با توهمات ذهنی خود جرم سازی می‌کند؛ انگار که مملکت صاحبی ندارد و فاقد قوه قضائیه می باشد. این بازجو مرا تهدید به حذف فیزیکی کرده است و برای رسیدن به این هدفش مرا در زندان قرچک ورامین بین زندانیان جرائم سنگین قرار داده، زندانیانی که دارای همه نوع بیماری به ویژه مبتلا به کرونا هستند، همه را به همراه من در یک بند نگه می‌دارند. آب آشامیدنی شور و وضعیت غذایی و بهداشتی وحشتناک است. از روی عمد زندانیانی مانند من که وکیل دادگستری و فعال حقوق بشری هستم را در چنین زندان وحشت‌آوری نگه می‌دارند تا از لحاظ روحی و روانی بیمار شوم. باز هم تکرار می‌کنم که بازجوی این پرونده غیرقانونی و بدون هیچ گونه دلیل و مدرکی و تنها با توهمات ذهنی خود برای من پرونده سازی می‌کند و به صورت غیرقانونی و عمدن مرا به زندان قرچک ورامین منتقل کرده است، برای رسیدن به قتل من، وگرنه من زندانی زندان اوین بودم و با دو وثیقه سنگین روی پرونده ضمانت شده و آزاد شده بودم. اگر قرار است که در زندان نگه داشته شوم، باید به همان زندان اوین منتقل شوم. تقاضای رسیدگی بسیار فوری به این پرونده کذب و غیرقانونی را دارم و از قوه قضائیه درخواست می‌نمایم در این پرونده ورود و واقعیت را بررسی و اعلام نماید تا هر چه سریعتر به زندان اوین منتقل شوم ضمن اینکه با وثیقه‌های سنگین ضمانت شده روی پرونده حق آزاد شدن را نیز دارا می‌باشم.

سهیلا حجاب بیدسرخی وکیل دادگستری

خرداد ۱۳۹۹

اما جمهوری اسلامی مانند تمام سیستم‌های توتالیتر عوام‌فریب، همچنان به همان شیوه‌های نخ‌نمای قدیمی چنگ میزند؛ چنان که در تازه ترین اقدام برای سرکوب یکی از سرسخت‌ترین مخالفانش تهدیدات خود را عملی کرده و قصد دارد با پرونده‌سازی علیه سهیلا حجاب، برای از میان برداشتن او مقدمه چینی کند. و کدام بنگاه دروغ‌پراکنی بهتر از خبرگزاری فارس، رسانه منصوب به سپاه، از پس این رذالت بر خواهد آمد؟ چهارشنبه ۱۸ تیرماه، وب‌سایت این خبرگزاری، خبری تحت عنوان “بازداشت متهم امنیتی سابقه‌دار پیش از اقدام تروریستی” منتشر کرد که وب‌سایت دنیای اقتصاد هم این خبر را به نقل از فارس روی سایت خود فرستاد. بر اساس این خبر، فارس مدعی شده است که “اوایل خرداد ماه امسال، مجموعه اطلاعاتی کشور از وقوع یک سری اقدامات خرابکارانه از سوی یکی از متهمان قدیمی در کشور با خبر شد؛ زن جوانی به نام «سهیلا-ح.ب» اقدامات ضد انقلابی و ضد امنیتی خود را از سر گرفته و ضمن ارتباط‌گیری با عناصر معاند و خرابکار خارج نشین، ماموریت جدیدی مبنی بر انفجار محل سکونت امام جمعه شهرستانی که ساکن است را دارد و در ادامه فایل های صوتی و نامه های سهیلا حجاب را که به خارج از زندان راه پیدا کرده تنها نمایش مظلوم نمایی و ادامه نقشه های بی اعتبار کردن سیستم قضایی جمهوری اسلامی عنوان می کند.” سیستم قضایی معیوب و بیماری که تنها نام عدالت و سمبل آنرا که ترازوی عدالت است یدک میکشد، سیاه چاله ای که هر روز عمیق تر، تیره تر و هولناک تر میشود آنچنان که در نهایت دور باطلی به نام جمهوری اسلامی را با تمام دست و پا زدن‌های بیهوده، تهمت‌ها و ظلم‌هایش به قعر تاریخ خواهد برد. سهیلا حجاب هر روز در نگاه من و تو، در ذهن تمام ایرانیان واقعی تکثیر خواهد شد و هرگز،هرگز و هرگز فریاد عدالت‌خواهی و آزادی نه تنها خاموش نمی‌شود، بلکه به تعداد تمام انسان‌ها، تمام دوست داشتن‌ها و تمام امیدها دوباره و دوباره و دوباره تکرار خواهد شد.

دین را در ایران کرونا هم نمی تواند نجات دهد

با این وجود، بسیار بعید است که این تلاش ها بتواند چهره روحانیون ایرانی را که در چهار دهه گذشته در قدرت بوده اند، بهبود ببخشد. چهل و یک سال پس از انقلاب اسلامی، اعتماد مردم به نهاد مذهبی، که توسط بسیاری از ایرانیان به عنوان مسئول مشکلات آنها تلقی می شود، از بین رفته است.

انتشار آلودگی جدید AC19 در ایران توسط بازجوی جوان

جمهوری اسلامی با ساخت و گسترش جاسوس افزار به جای مبارزه با ویروس کشنده کرونا خودش دست به تولید و انتشار نوعی ویروس دیجیتال برای کنترل و سرکوب هرچه بیشتر شهروندان ایرانی میزند

دیرینه‌شناسی «مگر می‌شود» های روحانی

هر بار که حسن روحانی از کلیدواژه «مگر می‌شود» استفاده کرده است، دیده‌ایم که بله، می‌شود. این مطلب فهرست کوتاهی از «مگر می‌شود»هایی است که همه شده‌اند

در یک هفتگی اعتصابات کارگران ایران

وعده و وعیدهای توخالی، تهدید و سرکوب دیگر کارساز نیستند. کارگران اعتصاب را نمی‌شکنند. اعتراض آنها به قوانین برده‌داری مدرن جمهوری اسلامی است. صدایشان را اکنون تمام دنیا می‌شنود

پاسخ مردم به سوءمدیریت کرونا: اعتراضات!

اینکه این همه به کجا ختم شود معلوم نیست. ایرانیان بیشتر در انزجار خود از رژیم متحد هستند تا چشم اندازی واحد برای آینده . اما اعتماد بین رژیم ایران و شهروندان آن به طور برگشت ناپذیری از بین رفته است

فجایعی ملقب به خطای انسانی

جمهوری اسلامی هیچگاه خود را ملزم به پاسخگویی و جبران اشتباهات (اگر اشتباهی صورت گرفته باشد) ندانسته و نمی داند. بنابراین تمام این حماقت های منجر به فاجعه یا پروژه های حذف، با عنوان خطای انسانی به تاریخ سپرده می شوند