جمعه, نوامبر 27, 2020

دختر آبادانی و سیستم جهان‌نژادیان

آنچه بر سر دختر آبادانی آمد حاکی از این حقیقت تلخ است که قربانی تجاوز، یک بار توسط فرد متجاوز و یک بار توسط سیستمی که حامی متجاوز است مورد تعرض قرار می‌گیرد.

گفتگو با شاهزاده در خصوص «پیمان نوین» و دیدگاههای وی در خصوص براندازی

گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با پی‌یر هویمن، خبرنگار روزنامه لوکزمبورگر وُرت در خصوص «پیمان نوین» و راهکارهای پیشنهادی برای جنبش براندازی

تشریفات دار زدن نوید افکاری

تعریف قضاوت و مقصود از تشکیل دادگاه از زبان قاضیِ پهلوان نوید افکاری: !دادگاه تشریفاتیست برای بدار آویختن انسانها
Sahar
سحر
اگر امروز نتوانم موی خود را محکم بگیرم و خویش را از این باتلاق بیرون بکشم، بی تردید هم خودم و هم اسبی که سوار بر آن در راهم، هر دو غرق خواهیم شد.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

“کشتن آنان که از پای افتاده‌اند،
رسم آدمیان است”

(آیسخولوس، شاعر تراژدی‌نگار یونان باستان، ۵۲۵ – ۴۵۶ پیش از میلاد)

مردی نحیف و استخوانی در یک خیابان بر روی زمین چمباتمه زده. دستانش را با دستبند به میله‌ای فلزی در کنار تیر سیمانی برق بسته‌اند. خیابان شلوغ است. مرد لهجه‌ای مشهدی دارد. کودکان و عابرانی به تماشا ایستاده‌اند. مرد در زنجیر سرش را در میان بازوانش پنهان می‌کند. مرد دیگری که هنوز در تصویر دیده نمی‌شود مایعی را با اسپری از زیر بازوان مرد دستبند خورده به صورت او می‌پاشد. اسپری فلفل بود و کسی که اسپری را به صورت مرد پاشید یک مامور پلیس بود. پلیس پس از پاشیدن اسپری به صورت مرد با رضایتی سادیستی می‌گوید: «حالا فحش بده!»  صدای خنده‌ی تماشاچیان بلند می‌شود. دوربین می‌گردد و واژه پلیس که پشت کاپشن مرد شکنجه‌گر نقش بسته را می‌توان خواند. بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که اینجا شهرک حجت واقع در شهر مشهد است. در صحنه بعدی صدای شوکر شنیده می‌شود. یک بار، دو بار … چندین بار. مرد سعی میکند از ضربات مکرر شوکر پلیس فرار کند. نمی‌تواند. پلیس او را به میله‌ای فلزی با دستبند بسته است و در برابر مردم حاضر در خیابان با خونسردی تمام شکنجه‌اش می‌کند.

خبرگزاری هرانا گزارش می‌دهد که این اتفاق در روزهای اخیر افتاده است و شهروندی به نام مهرداد سپهری در مشهد بر اثر خفگی ناشی از اسپری گاز فلفل که توسط پلیس به سر و صورت او پاشیده شده بود، در خودروی پلیس جان خود را از دست داده است.

یکی از نزدیکان مهرداد سپهری که به دلیل رفتار وحشیانهٔ پلیس جان سپرده است به بی‌بی‌سی فارسی گفته «پزشکی قانونی به صورت شفاهی مرگ او در اثر خفگی ناشی از گاز فلفل را تایید کرده است.»

طبق این گزارش پلیس در پی حل یک اختلاف خانوادگی به آن محل فراخوانده شده بود و مهرداد سپهری را بازداشت و همانجا در خیابان با شوکر الکتریکی و گاز فلفل آنقدر شکنجه کرده بوده که سپهری از هوش رفته. سپس او را در حالت بی‌هوش به داخل خودرو انتقال داده. مهرداد سپهری در داخل خودروی پلیس جان داده.

روز جمعه دوم آبان‌ماه مراسم ختم مهرداد سپهری برگزار شد. اینطور که در گزارش هرانا آمده است، خانواده سپهری قصد شکایت از پلیس قاتل را دارند، پلیسی که رفتار خشونت‌آمیزش منجر به مرگ شهروند مهرداد سپهری شد.

هنوز تصویر بهاره چشم‌براه جلوی چشمانمان است؛ دختر آبادانی که نخست توسط خانواده جهان‌نژادیان متجاوز و مامور حراست به خاک و خون کشیده شد و سپس توسط نظام حامی متجاوزین مورد اتهام و هتک حرمت قرار گرفت و به اعتراف اجباری بر علیه خودش  در برابر دوربین صدا و سیما کشانده شد.

این تازه شروع آبان است.
ماه خیزش.
ماه خون.

چشم براه، سپهری… اینک آبان!